دوره و شماره: دوره 6، شماره 11، مهر 1404 
کلام تطبیقی

نسبت اختیار انسان با تقدیر و قدرت الهی؛ بررسی تطبیقی آرای فخررازی و علامه طباطبائی

صفحه 11-42

https://doi.org/10.22054/jcst.2025.88356.1252

محسن حبیبی

چکیده این پژوهش به بررسی تقابل دیدگاه‌های فخررازی (متمایل به جبرگرایی) و علامه طباطبائی (با تأکید بر اختیار انسان) در مسئله جبر و اختیار ذیل مفهوم تقدیر و مقدرات الهی می‌پردازد. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و هدف اصلی آن واکاوی تقابل آرای فخررازی و علامه طباطبائی در مسئله جبر و اختیار است. بر اساس یافته‌های این پژوهش نقطه اشتراک اصلی این دو اندیشمند، پذیرشِ همزمانِ دو اصل «علم و قدرت مطلق خداوند» و «واقعیّتِ وجدانی اختیار انسان» است و هر دو در پی ارائه تبیینی هستند که هیچ کدام به جبر مطلق نینجامد و نه علم پیشینی الهی را نفی کند. با این حال، تفاوت در مبانی مکتبی (کلام اشعری در مقابل حکمت متعالیه) به تقابل دیدگاه‌ها منجر شده است. در نتیجه می‌توان گفت فخررازی (نماینده مکتب اشاعره) با نظریه «کسب»، فاعلیت را به خداوند منتسب می‌کند و مواضعی نوسانی و گرایش به جبر دارد و علامه طباطبائی (نماینده حکمت متعالیه) با تکیه بر «وجود ربطی»، برای انسان فاعلیت مستقل اما مرتبط قائل شده و با تمایز بین «قضا» (حکم کلی الهی) و «قدر» (تقدیر در عالم ماده)، جمع منسجم‌تر و متعادل‌تری بین اختیار انسان و قدرت خدا ارائه می‌دهد.

کلام تطبیقی

خوانش‌های کلامی از خداباوری و دلالت‌های روان‌شناختی آن بر بهزیستی انسان: مطالعه تطبیقی امامیه و اشاعره

صفحه 43-73

https://doi.org/10.22054/jcst.2026.90394.1283

مریم محمدی، محمد معینی فر، حسین رضائیان بیلندی

چکیده مسئله‌ی خداباوری در علم کلام، افزون بر ابعاد معرفت‌شناختی و الهیاتی، ناظر به تبیین نسبت خداوند با کنش انسانی و معنای فاعلیت انسان در جهان است؛ امری که واجد پیامدهای انسان‌شناختی بوده و می‌تواند دلالت‌هایی روان‌شناختی نیز به همراه داشته باشد. بااین‌حال، تفاوت‌های بنیادین میان خوانش‌های کلامی از خداباوری، به‌ویژه در سنت‌های امامیه و اشاعره، در پژوهش‌های میان‌رشته‌ای کمتر به‌صورت نظام‌مند بررسی شده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی و تطبیقی و با تمرکز بر تحلیل مفهومی متون کلامی، به مقایسه‌ی این دو خوانش می‌پردازد و دلالت‌های روان‌شناختی آن‌ها را در نسبت با بهزیستی انسان بررسی می‌کند. در این مسیر، مدل بهزیستی روانی ریف صرفاً به‌عنوان چارچوبی نظری برای صورت‌بندی مؤلفه‌های بهزیستی به‌کار گرفته‌شده و هیچ ادعای تجربی یا روان‌سنجی مطرح نیست. تحلیل‌ها بر سه مؤلفه‌ی خودمختاری، زندگی هدفمند و پذیرش خود متمرکز است. یافته‌ها نشان می‌دهد تأکید کلام امامیه بر نظریه‌ی «امر بین‌الامرین» و تفسیر خاص آن از فاعلیت انسان، ظرفیت بیشتری برای تبیین معناداری کنش، مسئولیت اخلاقی و تجربه‌ی مثبت از خود فراهم می‌آورد؛ در مقابل، قرائت اشعری از خداباوری و نظریه‌ی «کسب»، با اولویت‌بخشی به توحید افعالی، به الگویی متفاوت از فاعلیت انسانی می‌انجامد که دلالت‌های روان‌شناختی متمایزی، به‌ویژه در سطح هدفمندی زندگی و پذیرش خود، به همراه دارد. یافته‌های این پژوهش نشان داد که تفاوت خوانش امامیه و اشاعره از خداباوری، به‌ویژه در تبیین فاعلیت انسان، به دو الگوی متمایز از تجربه روان‌شناختی می‌انجامد؛ به‌گونه‌ای که نظریه امر بین‌الأمرین در کلام امامیه، زمینه‌ساز تقویت خودعاملیت و معنا در زندگی است، درحالی‌که نظریه کسب در کلام اشعری، بیشتر با پذیرش، تسلیم و آرامش در برابر اراده الهی پیوند می‌یابد. درنتیجه تحلیل کلامی می‌تواند مبنایی معتبر و غیرتقلیل‌گرایانه برای تبیین دلالت‌های روان‌شناختی خداباوری فراهم آورد.

الهیات بین الادیانی

روایی و همگرایی مفهومی اکومنیسم مسیحی و تقریب مذاهب اسلامی: مطالعه‌ای در الهیات تطبیقی

صفحه 75-119

https://doi.org/10.22054/jcst.2026.90575.1287

نرگس شکوری، اکبر باقری، محمد حسین مظفری

چکیده مسئله تقریب مذاهب اسلامی در دهه‌های اخیر علی‌رغم تکثر گفتمان‌ها و ابتکارهای نهادی، همچنان با چالش ناپایداری، واکنشی بودن و محدود ماندن به سطوح نمادین مواجه است. بخش قابل‌توجهی از این ناکامی‌ها ناشی از فقدان چارچوبی نظری برای مدیریت پایدار اختلاف مذهبی است؛ چارچوبی که بتواند میان روایی (مشروعیت دینی) و همگرایی مذهبی، پیوند برقرار کند. این پژوهش با تمرکز بر این خلأ به تحلیل تطبیقی-انتقادی اکومنیسم مسیحی (به‌مثابه یک همگرایی درون دینی در سنت‌های  مختلف مسیحی) و تقریب مذاهب اسلامی به‌عنوان دو پاسخ الهیاتی به مسئله اختلافات عقیدتی می‌پردازد. پرسش‌محوری پژوهش آن است که آیا می‌توان از منظر مبانی اسلامی برای اکومنیسم نوعی روایی الهیاتی قائل شد و مرزهای شاخص این روایی چیست. پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و بر پایه تحلیل اسنادی و با اتکا به متون رسمی اکومنیکال (شورای جهانی کلیساها، واتیکان دوم)، اسناد الهیات مسیحی معاصر و منابع اسلامی، سازه‌های مفهومی هر دو گفتمان را بازسازی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه اکومنیسم و تقریب در سطح «الهیات وحدت» و «مدیریت اختلاف» واجد همگرایی مفهومی‌اند، اما اکومنیسم در جایگاه مدلی اعتقادی برای وحدت، به دلیل تعارض با مبانی توحیدی و منطق وحیانی اسلام، فاقد روایی الهیاتی برای الگوگیری است. بااین‌حال، برخی عناصر فرایندی و مدیریتی اکومنیسم، پس از مرزبندی الهیاتی و بومی‌سازی انتقادی، می‌توانند به‌صورت گزینشی در چارچوب گفتمان تقریب مورداستفاده قرار گیرند.

الهیات بین الادیانی

مبانی الهیاتی نقد فرهنگستان علوم اسلامی بر مدرنیته

صفحه 121-157

https://doi.org/10.22054/jcst.2026.90279.1282

علی عابدی رنانی، سارا جهانشیری

چکیده پژوهش حاضر به تبیین مبانی کلامی نقد فرهنگستان علوم اسلامی قم بر مدرنیته می‌پردازد. فرهنگستان با ابتنا بر الهیات شیعی و با تأکید بر سه اصل بنیادین «جامعیت حداکثری دین»، «ولایت الهی» و «هستی‌شناسی توحیدی»، مدرنیته را نه صرفاً یک پدیده تاریخی، بلکه نظامی الهیاتیِ رقیب در برابر توحید تفسیر می‌کند. از منظر این جریان، مدرنیته بر سه مؤلفه اومانیسم، لیبرالیسم و راسیونالیسم استوار است که هر یک به‌گونه‌ای جایگزینی انسان به‌جای خدا، اراده بشری به‌جای اراده الهی و عقل خودبنیاد به‌جای عقل ولایی را تثبیت می‌کنند. مقاله با تمرکز بر بعد دین‌شناختی، نشان می‌دهد که فرهنگستان سکولاریسم مدرن را انکار جامعیت دین و نفی ولایت الهی دانسته و آن را مصداق شرک تمدنی تلقی می‌کند. در ادامه، نسبت این رویکرد با سنت عقل‌گرایی اصولی شیعه بررسی‌شده و چالش‌های درون‌دینی آن تحلیل می‌شود. روش پژوهش، کیفی و از نوع تحلیل متن/تحلیل مفهومی (Conceptual-Textual Analysis) با رویکرد کلامی–گفتمانی است. داده‌ها به شیوة کتابخانه‌ای گردآوری‌شده و شامل آثار اصلی فرهنگستان (حسینی هاشمی، میرباقری) و پژوهش‌های تحلیلی مرتبط است. یافته‌ها نشان می‌دهد نقد فرهنگستان ماهیتی بنیادین و تمدنی دارد، اما در تبیین جایگاه عقل با جریان اصولی شیعی تطابق کامل ندارد.

 

کلام تطبیقی

بازسازی نظریه امامت شیعه بر اساس فلسفه فرآیند آلفرد نورث وایتهد

صفحه 159-193

https://doi.org/10.22054/jcst.2026.90767.1288

محمد اسماعیل عبداللهی

چکیده نظریه امامت در کلام امامیه با چالش‌های تبیینی درباره چیستی حضور فعال امام در جهان و نسبت ایستایی مقام امام با پویایی هستی مواجه است. پژوهش حاضر به دنبال ارائه چارچوب هستی‌شناختی نوین برای امامت با استفاده از فلسفه فرآیند آلفرد نورث وایتهد است. داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای گردآوری و با رویکرد تطبیقی-تأویلی تحلیل شدند؛ در این روش مفاهیم کلیدی وایتهد با آموزه‌های امامت، ولایت و عصمت تطبیق یافته‌اند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که امام می‌تواند به‌عنوان نهاد فعال پدیدارشناختی در جریان هستی عمل کند و با همراهی مستمر با جهان، آن را به‌سوی کمال هدایت نماید. بازسازی امامت به شکل فرآیندی، مفهوم ولایت مستمر را به‌عنوان سازوکاری پویا برای هدایت هستی تبیین می‌کند و محدودیت‌های دیدگاه‌های ایستا در کلام امامیه را برطرف می‌سازد. نوآوری پژوهش در تلفیق فلسفه فرآیند با کلام شیعه و ارائه چارچوب هستی‌شناختی جدید برای امامت است.

کلام تطبیقی

تحلیل تطبیقی انتقادی مفهوم محبت، رضایت و غضب خدا از نگاه شارحان حدیث سلفی و امامیه

صفحه 195-230

https://doi.org/10.22054/jcst.2026.89486.1269

محمدرضا دفتری، کاوس روحی برندق، کاظم قاضی زاده، مینا شمخی

چکیده صفات خبریه الهی همانند «محبت»، «رضایت» و «غضب» که در قرآن و روایات برای خدا به کار رفته‏‏اند، چالش اعتقادی بزرگی ایجاد کرده‌اند؛ زیرا ظاهرشان با عواطف انسانی هم‌خوانی دارد و مکاتب مختلف را به اختلاف می‏کشاند. سلفیه بر اثبات ظاهری بدون کیفیت اصرار دارد، اشاعره راه میانه اثبات و تأویل می‌جویند، معتزله به تأویل مجازی صرف روی می‌آورند. ضرورت تحقیق از شبهات فرقه‌ای معاصر در فضای مجازی و مناظرات علمی سلفی-شیعی برمی‌خیزد؛ جایی که اثبات بلا کیف سلفیه ممکن است به تصور عواطف انسانی برای خدا منجر شود. وجود چنین اختلافاتی وحدت امت را تهدید می‌کند. پژوهش حاضر با بررسی تطبیقی-انتقادی دیدگاه‏های سلفیه و امامیه، گفتگوی علمی میان مذاهب اسلامی را تسهیل می‌نماید و بنا دارد با روش تحلیلی-انتقادی ضمن بررسی مختصر دیدگاه‏های لغوی و تفسیری درباره صفات محل بحث، بر اساس روایات فریقین، دیدگاه‏های شرح‏الحدیثی سلفیه و امامیه را مقایسه و ارزیابی نماید. یافته‍های این پژوهش نشان می‏دهد که شارحان حدیث سلفیه صفات یادشده را حقیقی و ظاهری برای خدا اثبات می‌کنند. براین اساس، محبت علاقه واقعی همراه با نصرت است و رضایت نیز خشنودی پایدار بدون کیفیت انسانی است. از نگاه شارحان سلفی، غضب نوعی تنبیه ارادی خداوند بر بندگان است که شباهتی با خلق ندارد اما امامیه محبت را افاضه فیض خدا دانسته است، رضایت را به تجلّی خشنودی خدا در رضایت اولیایش می‏داند و غضب را قطع موقت رحمت الهی معنا می‏کند. درنتیجه، نگاه امامیه ضمن تنزیه مطلق خدا از صفات انسانی، سازگاری بیشتری با آیات محکم قرآنی، روایات و دلایل عقلی نشان می‏دهد.

کلام تطبیقی

بررسی تطبیقی آرای کلامی علامه طباطبایی، جوادی آملی و محمد عبده در خصوص صفات علم و اراده پروردگار

صفحه 231-257

https://doi.org/10.22054/jcst.2025.86025.1233

سید علی محمد موسوی، علی رجب زاده

چکیده از مهم‌ترین مباحث فلسفی و کلامی، بحث درباره صفات خداوند است؛ زیرا بی‌تردید شناخت خداوند، بدون شناخت صفات او غیرممکن خواهد بود. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی این پرسش بنیادین است: چگونه می‌توان علم ازلی خداوند را به امور حادث و جزئی تطبیق داد و کیفیت اراده پروردگار، چگونه است؟ هدف پژوهش، دستیابی به منظومه‌ای تطبیقی از آرای این سه اندیشمند است که بتواند طیفی از راه‌حل‌های ممکن در برابر این مسائل را با تکیه بر روش تحلیلی- توصیفی و بر اساس منابع کتابخانه‌ای، ترسیم کند. یافته‌های پژوهش: عبده معتقد است صفات الهی از خود ذات فهمیده می‌شوند و چیزی جز تعبیری از کیفیت وجود نیستند. او از ورود به بحث فهم کیفیت علم الهی نهی می‌کند و در مورد اراده الهی نیز معتقد است که تصور اراده‌ی پروردگار، ریشه در نظریه‌ی علم الهی و صدور ممکنات از خداوند دارد. در مقابل علامه و جوادی آملی معتقدند که باید معانی صفات را که بیانگر کمال است به خدا نسبت دهیم. ایشان علم خداوند را از سنخ علوم حضوری می‌دانند و اراده را از صفات فعل دانسته و اراده بنده را در هر فعلی، وابسته به اراده الهی می‌دانند. درنتیجه می‌توان گفت که تفاوت در مبانی معرفت‌شناختی (مانند قبول یا رد علم حضوری) و هستی‌شناختی (مانند عینیت یا عدم عینیت صفات با ذات) در آرای کلامی این سه اندیشمند، منجر به تمایزات اساسی در تبیین صفات علم و اراده الهی شده است.

کلام تطبیقی

روش مواجهه با عقل از دیدگاه علامه‌ مجلسی و مکتب‌تفکیک

صفحه 259-292

https://doi.org/10.22054/jcst.2026.89597.1271

علی قدردان قراملکی

چکیده مسئله عقل و کارکرد آن در معرفت دینی از مباحث مورد اختلاف در اندیشه اسلامی است. با توجه به تأکید نگره‌تفکیک بر نقل‌گرایی و ارائه رویکردی حداقلی یا انکاری نسبت به نقش عقل در فهم دین، این پژوهش درصدد است تا با تحلیل روش علامه‌ مجلسی که به نقل‌گرایی مشهور است، در مواجهه با عقل و مقایسه آن با دیدگاه تفکیکی، میزان همسویی یا تمایز این دو رویکرد را تبیین کند؛ بنابراین سؤال اصلی این تحقیق نظری و مسأله‌محور، چیستی روش مواجهه با عقل از دیدگاه علامه‌ مجلسی و نگره‌تفکیک و نقاط اشتراک و افتراق آن دو است. داده‌های پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و تحلیل آثار این اندیشمندان به‌دست‌آمده و با ارزیابی عقلی و نقلی داده‌ها روشن شد که علامه‌ مجلسی، رویکردی ایجابی در مواجهه با عقل به‌عنوان یکی از قوای نفسانی داشته و پذیرای ادراکات عقلی است، درحالی‌که تفکیکیان با رهیافت‌های مختلف مدرکات چنین عقلی را یا نپذیرفته و یا فاقد کارکرد در معرفت دینی می‌دانند. این تحقیق نشان می‌دهد که علامه‌ مجلسی و تفکیکیان در مواجهه با عقل اختلاف بنیادی دارند و دیدگاه‌های آن‌ها به هم نزدیک نیست. همچنین، روش تفکیکیان در مواجهه با عقل با اشکالات متعددی روبروست و دیدگاه ایشان نادرست به نظر می‌رسد.

کلام تطبیقی

برهان فطرت در کلام اسلامی و معرفت‌شناسی معاصر: از گرایش تا تصدیق و نسبت آن با معرفت‌شناسی اصلاح‌شده

صفحه 293-327

https://doi.org/10.22054/jcst.2025.89076.1261

سید حاتم مهدوی نور، عبدالوحید وفائی

چکیده در کلام اسلامیِ امامیه، «برهان فطرت» بر خداجویی و خداشناسیِ سرشتی انسان تکیه دارد. پرسش این است که این برهان چگونه از گرایش فطری به تصدیق وجود خدا می‌رسد و نسبت آن با «معرفت‌شناسی اصلاح‌شده» چیست. هدف تبیینِ تقریرهای امامیه از برهان فطرت و سنجش آن با نظریة «باور پایه» در معرفت‌شناسی اصلاح‌شده (به‌ویژه نزد پلانتینگا) برای روشن‌سازی عقلانیت باور به خدا بدون اتکای پیشینی بر براهین کلاسیک است. پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی و تطبیقی با روش کتابخانه‌ای است؛ مفاهیم قرآنی، روایی و فلسفیِ فطرت در منابع امامیه استخراج و به‌صورت نظام‌مند با مؤلفه‌های معرفت‌شناسی اصلاح‌شده مقایسه شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد برهان فطرت بر دو مؤلفه استوار است: (۱) گرایش فطری به کمال مطلق و امر قدسی (عشق به خیر، حقیقت و عبادت)، (۲) بینش/تصدیق فطری نسبت به مبدأ هستی. متفکرانی چون ملاصدرا، علامه طباطبایی، امام خمینی (ره) و جوادی آملی، این گرایش/بینش را نشانة وجود واقعیِ متعلق آن می‌دانند. در معرفت‌شناسی اصلاح‌شده نیز باور به خدا می‌تواند باور پایه و معقول باشد و از کارکرد صحیح حسّ خداشناسی "Sensus Divinitatis" پدید آید. اشتراک دو رویکرد در خدادادی‌بودن و غیراکتسابی‌بودن ایمان است؛ تفاوت در اینجاست که امامیه غالباً بر جنبة حضوری و وثاقت تصدیق تأکید می‌کند، حال آن‌که معرفت‌شناسی اصلاح‌شده بیشتر بر معقولیت/توجیه باور تکیه دارد نه اقناعِ برون‌گرا. درنتیجه می‌توان پل معناداری میان برهان فطرت و معرفت‌شناسی اصلاح‌شده ساخت: باور به خدا «برون‌داد طبیعیِ» سازوکارهای فطریِ سالم انسان است؛ ازاین‌رو، هم قرینه‌ای وجودشناختی به سود الهیات امامیه فراهم می‌شود و هم مدلی معاصر برای تبیین عقلانیت خداشناسیِ فطری.

الهیات بین الادیانی

تحلیل تطبیقی «احباط» در آموزه‌های کلامی اسلام (با تأکید بر مکتب امامیه) و مسیحیت

صفحه 329-360

https://doi.org/10.22054/jcst.2025.87228.1242

داود خوش باور، محمدحسین توکلیان، حمید اسفندیاری، حسین ضیایی

چکیده مسئله احباط، موسوم به حبط عمل در کلام اسلامی، به‌طور محوری به تبیین و تحلیل رابطه‌ی پیچیده‌ی میان ایمان و عمل صالح و ناشایست از یک‌سو و سعادت و شقاوت اخروی از سوی دیگر می‌پردازد. اگرچه مفهوم دقیق احباط با جزئیات کلامی آن در آموزه‌های مسیحیت یافت نمی‌شود، اما شباهت‌های مفهومی میان آن‌ها وجود دارد. عمده‌ی اختلاف میان این دو سنت فکری، در کیفیت وقوع و دامنه‌ی تأثیر احباط است. هدف از این مقاله بررسی تطبیقی حبط عمل به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین و پرچالش‌ترین مباحثی که در حوزه‌ی کلام اسلامی و الهیات تطبیقی بوده که با تأکید بر آموزه‌های امامیه و مسیحیت موردبررسی و تبیین قرار گرفته است. روش این پژوهش با رویکردی تحلیلی و اسنادی، به بررسی دیدگاه‌های مختلف اسلام به‌ویژه امامیه و مسیحیت پرداخته است. یافته‌ها بر همسویی قابل‌توجه کلام امامیه و الهیات مسیحیت کاتولیک تأکید دارد؛ به‌گونه‌ای که هر دو، احباط را بر معنای مجازی حمل کرده و منکر احباط کلی اعمال هستند. این همسویی، افق‌های جدیدی برای مطالعات تطبیقی در الهیات می‌گشاید. نتیجه اینکه از نگاه اسلامی هر عمل حسنه یا سیئه، حساب خاص خود را دارد و گناه لزوماً به نابودی کامل عمل نیک نمی‌انجامد؛ همچنین هیچ‌یک از شاخه‌های اصلی مسیحیت نیز قائل به ابطال اعمال گذشته نیست، حتی کلیسای کاتولیک راه‌هایی مانند آیین توبه (اعتراف) را برای ترمیم رابطه با خدا پس از گناهان فراهم نموده است.

کلام تطبیقی

دیدگاه فریقین در خصوص منشأ علم پیامبر اکرم(ص)

صفحه 361-390

https://doi.org/10.22054/jcst.2026.86004.1232

مهدی حیاتی

چکیده رسول اکرم(ص) از جنبه های علمی و عملی اسوه حسنه و الگوی مسلمانان است.مسئله این پژوهش آن  است که به جز قرآن، علم رسول اکرم(ص) از چه منبع وحیانی دیگری منشأ گرفته است؟ برخی منشآ علم نبوی  را وحی غیر قرآنی می دانند وبعضی دیگر آن را منبعث از اجتهاد آن حضرت دانسته اند. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و به شیوه ی کتابخانه­ای انجام گرفته است. دامنه این تحقیق آثار و کتب تفسیری و حدیثی شیعه و اهل سنت است. هدف از این مقاله بررسی نقش وحی غیرقرآنی در علم رسول اکرم(ص) در منابع فریقین است.که از آن به وحی بیانی در منابع شیعه و وحی السنه یا وحی غیرمتلوّ در منابع اهل سنت یاد شده است. آنچه این تحقیق به آن دست یافته است در خصوص وحی غیرقرآنی، تفاسیر و منابع حدیثی اهل سنت عمدتاً به روایتی استناد می­کنند، که مشهور به حدیث اَریکه است. این روایت در منابع حدیثی و تفسیری شیعه هم مطرح شده است. بررسی مصادر و منابع، سند و دلالت این روایت، روشن می­کند که خاستگاه بحث وحی غیرقرآنی، در خصوص علم رسول اکرم(ص) میان اندیشمندان فریقین مشترک است. نتیجه آنکه فریقین منشأ علم رسول اکرم(ص) را وحی قرآنی و وحی غیرقرآنی می­دانند.
 

کلام تطبیقی

هویّت إخباری نبی»؛ بررسی تطبیقی دیدگاه شیخ مفید و شیخ طوسی

صفحه 391-415

https://doi.org/10.22054/jcst.2026.90147.1279

علی خانی

چکیده هویت اِخباری نبی، بُعد اجتماعی و تبلیغی پیامبر را برجسته و بر مسئولیت او در ابلاغ وحی الهی به مردم تأکید می‌کند. نوشتار حاضر با روش توصیفی – تحلیلی در مقام پاسخ به این پرسش است که از دیدگاه شیخ مفید و شیخ طوسی آیا نبی مانند رسول، موظّف به ابلاغ وحی الهی است یا خیر؟ هدف پژوهش، تطبیق و مقایسه دیدگاه شیخ مفید و شیخ طوسی درباره لزوم ابلاغ وحی توسّط نبی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شیخ طوسی با استناد به معنای لغوی، نبی و رسول را در وظیفه ابلاغ پیام الهی، یکسان می‌داند، امّا شیخ مفید قائل به گستردگی مفهوم نبی نسبت به رسول است؛ چراکه مفهوم رسول مقیّد به داشتن مأموریت ابلاغ است، درحالی‌که این قید در تعریف نبی نیامده است؛ بنابراین، لازم است نبی به صاحب‌خبر و دریافت‌کننده خبر معنا شود نه خبردهنده؛ و این معنا ملازم با ابلاغ خبر و رساندن آن به دیگران نیست و با تفسیر وی از اعم بودن نبی نسبت به رسول، مناسبت دارد. ظاهر آیاتی مانند (بقره:213، حج:52، مریم:51، فرقان:31) دیدگاه شیخ مفید مبنی بر اعم بودن نبی نسبت به رسول از جهت داشتن مأموریت ابلاغ وحی را مورد خدشه قرار می‌دهد.