نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه معارف اسلامی، واحد یادگار امام خمینی (ره) شهرری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشگاه آزاد اسلامی
چکیده
در کلام اسلامیِ امامیه، «برهان فطرت» بر خداجویی و خداشناسیِ سرشتی انسان تکیه دارد. پرسش این است که این برهان چگونه از گرایش فطری به تصدیق وجود خدا میرسد و نسبت آن با «معرفتشناسی اصلاحشده» چیست. هدف تبیینِ تقریرهای امامیه از برهان فطرت و سنجش آن با نظریهٔ «باور پایه» در معرفتشناسی اصلاحشده (بهویژه نزد پلانتینگا) برای روشنسازی عقلانیت باور به خدا بدون اتکای پیشینی بر براهین کلاسیک است. پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی و تطبیقی با روش کتابخانهای است؛ مفاهیم قرآنی، روایی و فلسفیِ فطرت در منابع امامیه استخراج و بهصورت نظاممند با مؤلفههای معرفتشناسی اصلاحشده مقایسه شده است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد برهان فطرت بر دو مؤلفه استوار است: (۱) گرایش فطری به کمال مطلق و امر قدسی (عشق به خیر، حقیقت و عبادت)، (۲) بینش/تصدیق فطری نسبت به مبدأ هستی. متفکرانی چون ملاصدرا، علامه طباطبایی، امام خمینی (ره) و جوادی آملی، این گرایش/بینش را نشانهٔ وجود واقعیِ متعلق آن میدانند. در معرفتشناسی اصلاحشده نیز باور به خدا میتواند باور پایه و معقول باشد و از کارکرد صحیح حسّ خداشناسی پدید آید. اشتراک دو رویکرد در خدادادیبودن و غیراکتسابیبودن ایمان است؛ تفاوت در اینجاست که امامیه غالباً بر جنبهٔ حضوری و وثاقت تصدیق تأکید میکند، حال آنکه معرفتشناسی اصلاحشده بیشتر بر معقولیت/توجیه باور تکیه دارد نه اقناعِ برونگرا. در نتیجه میتوان پل معناداری میان برهان فطرت و معرفتشناسی اصلاحشده ساخت: باور به خدا «برونداد طبیعیِ» سازوکارهای فطریِ سالم انسان است؛ ازاینرو، هم قرینهای وجودشناختی به سود الهیات امامیه فراهم میشود و هم مدلی معاصر برای تبیین عقلانیت خداشناسیِ فطری.
موضوعات
عنوان مقاله [English]
The Argument of Nature in Islamic Theology and Contemporary Epistemology: From Tendency to Confirmation and Its Relation to Reformed Epistemology
نویسندگان [English]
- Seyyed Hatam Mahdavinoor 1
- Abdolvahid Vafaei 2
1 Department of Islamic Studies, Yadgar-e-Imam Khomeini (RA) Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran
2 Islamic Azad University
چکیده [English]
In Imami Islamic theology, the “proof of nature” relies on the innate desire for God and theology of man. The question is how this proof proceeds from the innate tendency to affirm the existence of God and what is its relation to “reformed epistemology.” The aim of explaining the Imami versions of the proof of nature and comparing it with the theory of “foundational belief” in reformed epistemology (especially in Plantinga) is to clarify the rationality of believing in God without a priori reliance on classical proofs. The research is descriptive-analytical and comparative with a library method; the Quranic, narrative and philosophical concepts of nature are extracted from Imami sources and systematically compared with the components of reformed epistemology. The research findings show that the proof of nature is based on two components: (1) the innate tendency to absolute perfection and the sacred (love of goodness, truth and worship), (2) the innate insight/affirmation of the origin of existence. Thinkers such as Mulla Sadra, Allama Tabataba'i, Imam Khomeini (RA), and Javadi Amoli consider this tendency/insight to be a sign of the real existence of its subject. In reformed epistemology, too, belief in God can be a basic and reasonable belief and arise from the correct functioning of the sense of theology.