<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه</title>
    <link>https://jcst.atu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نسبت اختیار انسان با تقدیر و قدرت الهی؛ بررسی تطبیقی آرای فخررازی و علامه طباطبائی</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_19833.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تقابل دیدگاه‌های فخررازی (متمایل به جبرگرایی) و علامه طباطبائی (با تأکید بر اختیار انسان) در مسئله جبر و اختیار ذیل مفهوم تقدیر و مقدرات الهی می‌پردازد. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و هدف اصلی آن واکاوی تقابل آرای فخررازی و علامه طباطبائی در مسئله جبر و اختیار است. بر اساس یافته‌های این پژوهش نقطه اشتراک اصلی این دو اندیشمند، پذیرشِ همزمانِ دو اصل &amp;amp;laquo;علم و قدرت مطلق خداوند&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;واقعیّتِ وجدانی اختیار انسان&amp;amp;raquo; است و هر دو در پی ارائه تبیینی هستند که هیچ کدام به جبر مطلق نینجامد و نه علم پیشینی الهی را نفی کند. با این حال، تفاوت در مبانی مکتبی (کلام اشعری در مقابل حکمت متعالیه) به تقابل دیدگاه‌ها منجر شده است. در نتیجه می‌توان گفت فخررازی (نماینده مکتب اشاعره) با نظریه &amp;amp;laquo;کسب&amp;amp;raquo;، فاعلیت را به خداوند منتسب می‌کند و مواضعی نوسانی و گرایش به جبر دارد و علامه طباطبائی (نماینده حکمت متعالیه) با تکیه بر &amp;amp;laquo;وجود ربطی&amp;amp;raquo;، برای انسان فاعلیت مستقل اما مرتبط قائل شده و با تمایز بین &amp;amp;laquo;قضا&amp;amp;raquo; (حکم کلی الهی) و &amp;amp;laquo;قدر&amp;amp;raquo; (تقدیر در عالم ماده)، جمع منسجم‌تر و متعادل‌تری بین اختیار انسان و قدرت خدا ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش‌های کلامی از خداباوری و دلالت‌های روان‌شناختی آن بر بهزیستی انسان: مطالعه تطبیقی امامیه و اشاعره</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_20801.html</link>
      <description>مسئله‌ی خداباوری در علم کلام، افزون بر ابعاد معرفت‌شناختی و الهیاتی، ناظر به تبیین نسبت خداوند با کنش انسانی و معنای فاعلیت انسان در جهان است؛ امری که واجد پیامدهای انسان‌شناختی بوده و می‌تواند دلالت‌هایی روان‌شناختی نیز به همراه داشته باشد. بااین‌حال، تفاوت‌های بنیادین میان خوانش‌های کلامی از خداباوری، به‌ویژه در سنت‌های امامیه و اشاعره، در پژوهش‌های میان‌رشته‌ای کمتر به‌صورت نظام‌مند بررسی شده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و تطبیقی و با تمرکز بر تحلیل مفهومی متون کلامی، به مقایسه‌ی این دو خوانش می‌پردازد و دلالت‌های روان‌شناختی آن‌ها را در نسبت با بهزیستی انسان بررسی می‌کند. در این مسیر، مدل بهزیستی روانی ریف صرفاً به‌عنوان چارچوبی نظری برای صورت‌بندی مؤلفه‌های بهزیستی به‌کار گرفته‌شده و هیچ ادعای تجربی یا روان‌سنجی مطرح نیست. تحلیل‌ها بر سه مؤلفه‌ی خودمختاری، زندگی هدفمند و پذیرش خود متمرکز است. یافته‌ها نشان می‌دهد تأکید کلام امامیه بر نظریه‌ی &amp;amp;laquo;امر بین‌الامرین&amp;amp;raquo; و تفسیر خاص آن از فاعلیت انسان، ظرفیت بیشتری برای تبیین معناداری کنش، مسئولیت اخلاقی و تجربه‌ی مثبت از خود فراهم می‌آورد؛ در مقابل، قرائت اشعری از خداباوری و نظریه‌ی &amp;amp;laquo;کسب&amp;amp;raquo;، با اولویت‌بخشی به توحید افعالی، به الگویی متفاوت از فاعلیت انسانی می‌انجامد که دلالت‌های روان‌شناختی متمایزی، به‌ویژه در سطح هدفمندی زندگی و پذیرش خود، به همراه دارد. یافته‌های این پژوهش نشان داد که تفاوت خوانش امامیه و اشاعره از خداباوری، به‌ویژه در تبیین فاعلیت انسان، به دو الگوی متمایز از تجربه روان‌شناختی می‌انجامد؛ به‌گونه‌ای که نظریه امر بین‌الأمرین در کلام امامیه، زمینه‌ساز تقویت خودعاملیت و معنا در زندگی است، درحالی‌که نظریه کسب در کلام اشعری، بیشتر با پذیرش، تسلیم و آرامش در برابر اراده الهی پیوند می‌یابد. درنتیجه تحلیل کلامی می‌تواند مبنایی معتبر و غیرتقلیل‌گرایانه برای تبیین دلالت‌های روان‌شناختی خداباوری فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روایی و همگرایی مفهومی اکومنیسم مسیحی و تقریب مذاهب اسلامی: مطالعه‌ای در الهیات تطبیقی</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_20804.html</link>
      <description>مسئله تقریب مذاهب اسلامی در دهه‌های اخیر علی‌رغم تکثر گفتمان‌ها و ابتکارهای نهادی، همچنان با چالش ناپایداری، واکنشی بودن و محدود ماندن به سطوح نمادین مواجه است. بخش قابل‌توجهی از این ناکامی‌ها ناشی از فقدان چارچوبی نظری برای مدیریت پایدار اختلاف مذهبی است؛ چارچوبی که بتواند میان روایی (مشروعیت دینی) و همگرایی مذهبی، پیوند برقرار کند. این پژوهش با تمرکز بر این خلأ به تحلیل تطبیقی-انتقادی اکومنیسم مسیحی (به‌مثابه یک همگرایی درون دینی در سنت‌های &amp;amp;nbsp;مختلف مسیحی) و تقریب مذاهب اسلامی به‌عنوان دو پاسخ الهیاتی به مسئله اختلافات عقیدتی می‌پردازد. پرسش‌محوری پژوهش آن است که آیا می‌توان از منظر مبانی اسلامی برای اکومنیسم نوعی روایی الهیاتی قائل شد و مرزهای شاخص این روایی چیست. پژوهش با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و بر پایه تحلیل اسنادی و با اتکا به متون رسمی اکومنیکال (شورای جهانی کلیساها، واتیکان دوم)، اسناد الهیات مسیحی معاصر و منابع اسلامی، سازه‌های مفهومی هر دو گفتمان را بازسازی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه اکومنیسم و تقریب در سطح &amp;amp;laquo;الهیات وحدت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مدیریت اختلاف&amp;amp;raquo; واجد همگرایی مفهومی‌اند، اما اکومنیسم در جایگاه مدلی اعتقادی برای وحدت، به دلیل تعارض با مبانی توحیدی و منطق وحیانی اسلام، فاقد روایی الهیاتی برای الگوگیری است. بااین‌حال، برخی عناصر فرایندی و مدیریتی اکومنیسم، پس از مرزبندی الهیاتی و بومی‌سازی انتقادی، می‌توانند به‌صورت گزینشی در چارچوب گفتمان تقریب مورداستفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مبانی الهیاتی نقد فرهنگستان علوم اسلامی بر مدرنیته</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_20802.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به تبیین مبانی کلامی نقد فرهنگستان علوم اسلامی قم بر مدرنیته می‌پردازد. فرهنگستان با ابتنا بر الهیات شیعی و با تأکید بر سه اصل بنیادین &amp;amp;laquo;جامعیت حداکثری دین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ولایت الهی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;هستی‌شناسی توحیدی&amp;amp;raquo;، مدرنیته را نه صرفاً یک پدیده تاریخی، بلکه نظامی الهیاتیِ رقیب در برابر توحید تفسیر می‌کند. از منظر این جریان، مدرنیته بر سه مؤلفه اومانیسم، لیبرالیسم و راسیونالیسم استوار است که هر یک به‌گونه‌ای جایگزینی انسان به‌جای خدا، اراده بشری به‌جای اراده الهی و عقل خودبنیاد به‌جای عقل ولایی را تثبیت می‌کنند. مقاله با تمرکز بر بعد دین‌شناختی، نشان می‌دهد که فرهنگستان سکولاریسم مدرن را انکار جامعیت دین و نفی ولایت الهی دانسته و آن را مصداق شرک تمدنی تلقی می‌کند. در ادامه، نسبت این رویکرد با سنت عقل‌گرایی اصولی شیعه بررسی‌شده و چالش‌های درون‌دینی آن تحلیل می‌شود. روش پژوهش، کیفی و از نوع تحلیل متن/تحلیل مفهومی (Conceptual-Textual Analysis) با رویکرد کلامی&amp;amp;ndash;گفتمانی است. داده‌ها به شیوة کتابخانه‌ای گردآوری‌شده و شامل آثار اصلی فرهنگستان (حسینی هاشمی، میرباقری) و پژوهش‌های تحلیلی مرتبط است. یافته‌ها نشان می‌دهد نقد فرهنگستان ماهیتی بنیادین و تمدنی دارد، اما در تبیین جایگاه عقل با جریان اصولی شیعی تطابق کامل ندارد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازسازی نظریه امامت شیعه بر اساس فلسفه فرآیند آلفرد نورث وایتهد</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_20803.html</link>
      <description>نظریه امامت در کلام امامیه با چالش‌های تبیینی درباره چیستی حضور فعال امام در جهان و نسبت ایستایی مقام امام با پویایی هستی مواجه است. پژوهش حاضر به دنبال ارائه چارچوب هستی‌شناختی نوین برای امامت با استفاده از فلسفه فرآیند آلفرد نورث وایتهد است. داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای گردآوری و با رویکرد تطبیقی-تأویلی تحلیل شدند؛ در این روش مفاهیم کلیدی وایتهد با آموزه‌های امامت، ولایت و عصمت تطبیق یافته‌اند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که امام می‌تواند به‌عنوان نهاد فعال پدیدارشناختی در جریان هستی عمل کند و با همراهی مستمر با جهان، آن را به‌سوی کمال هدایت نماید. بازسازی امامت به شکل فرآیندی، مفهوم ولایت مستمر را به‌عنوان سازوکاری پویا برای هدایت هستی تبیین می‌کند و محدودیت‌های دیدگاه‌های ایستا در کلام امامیه را برطرف می‌سازد. نوآوری پژوهش در تلفیق فلسفه فرآیند با کلام شیعه و ارائه چارچوب هستی‌شناختی جدید برای امامت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی انتقادی مفهوم محبت، رضایت و غضب خدا از نگاه شارحان حدیث سلفی و امامیه</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_20763.html</link>
      <description>صفات خبریه الهی همانند &amp;amp;laquo;محبت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رضایت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;غضب&amp;amp;raquo; که در قرآن و روایات برای خدا به کار رفته&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;اند، چالش اعتقادی بزرگی ایجاد کرده‌اند؛ زیرا ظاهرشان با عواطف انسانی هم‌خوانی دارد و مکاتب مختلف را به اختلاف می&amp;amp;rlm;کشاند. سلفیه بر اثبات ظاهری بدون کیفیت اصرار دارد، اشاعره راه میانه اثبات و تأویل می‌جویند، معتزله به تأویل مجازی صرف روی می‌آورند. ضرورت تحقیق از شبهات فرقه‌ای معاصر در فضای مجازی و مناظرات علمی سلفی-شیعی برمی‌خیزد؛ جایی که اثبات بلا کیف سلفیه ممکن است به تصور عواطف انسانی برای خدا منجر شود. وجود چنین اختلافاتی وحدت امت را تهدید می‌کند. پژوهش حاضر با بررسی تطبیقی-انتقادی دیدگاه&amp;amp;rlm;های سلفیه و امامیه، گفتگوی علمی میان مذاهب اسلامی را تسهیل می‌نماید و بنا دارد با روش تحلیلی-انتقادی ضمن بررسی مختصر دیدگاه&amp;amp;rlm;های لغوی و تفسیری درباره صفات محل بحث، بر اساس روایات فریقین، دیدگاه&amp;amp;rlm;های شرح&amp;amp;rlm;الحدیثی سلفیه و امامیه را مقایسه و ارزیابی نماید. یافته&amp;amp;zwj;های این پژوهش نشان می&amp;amp;rlm;دهد که شارحان حدیث سلفیه صفات یادشده را حقیقی و ظاهری برای خدا اثبات می‌کنند. براین اساس، محبت علاقه واقعی همراه با نصرت است و رضایت نیز خشنودی پایدار بدون کیفیت انسانی است. از نگاه شارحان سلفی، غضب نوعی تنبیه ارادی خداوند بر بندگان است که شباهتی با خلق ندارد اما امامیه محبت را افاضه فیض خدا دانسته است، رضایت را به تجلّی خشنودی خدا در رضایت اولیایش می&amp;amp;rlm;داند و غضب را قطع موقت رحمت الهی معنا می&amp;amp;rlm;کند. درنتیجه، نگاه امامیه ضمن تنزیه مطلق خدا از صفات انسانی، سازگاری بیشتری با آیات محکم قرآنی، روایات و دلایل عقلی نشان می&amp;amp;rlm;دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی آرای کلامی علامه طباطبایی، جوادی آملی و محمد عبده در خصوص صفات علم و اراده پروردگار</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_20280.html</link>
      <description>از مهم‌ترین مباحث فلسفی و کلامی، بحث درباره صفات خداوند است؛ زیرا بی‌تردید شناخت خداوند، بدون شناخت صفات او غیرممکن خواهد بود. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی این&amp;amp;nbsp;پرسش بنیادین&amp;amp;nbsp;است: چگونه می‌توان علم ازلی خداوند را به امور حادث و جزئی تطبیق داد و کیفیت اراده پروردگار، چگونه است؟ هدف پژوهش، دستیابی به منظومه‌ای تطبیقی از آرای این سه اندیشمند است که بتواند طیفی از راه‌حل‌های ممکن در برابر این مسائل را با تکیه بر روش تحلیلی- توصیفی و بر اساس منابع کتابخانه‌ای، ترسیم کند. یافته‌های پژوهش: عبده معتقد است صفات الهی از خود ذات فهمیده می‌شوند و چیزی جز تعبیری از کیفیت وجود نیستند. او از ورود به بحث فهم کیفیت علم الهی نهی می‌کند و در مورد اراده الهی نیز معتقد است که تصور اراده‌ی پروردگار، ریشه در نظریه‌ی علم الهی و صدور ممکنات از خداوند دارد. در مقابل علامه و جوادی آملی معتقدند که باید معانی صفات را که بیانگر کمال است به خدا نسبت دهیم. ایشان علم خداوند را از سنخ علوم حضوری می‌دانند و اراده را از صفات فعل دانسته و اراده بنده را در هر فعلی، وابسته به اراده الهی می‌دانند. درنتیجه می‌توان گفت که&amp;amp;nbsp;تفاوت در مبانی معرفت‌شناختی&amp;amp;nbsp;(مانند قبول یا رد علم حضوری)&amp;amp;nbsp;و هستی‌شناختی&amp;amp;nbsp;(مانند عینیت یا عدم عینیت صفات با ذات) در آرای کلامی&amp;amp;nbsp;این سه اندیشمند،&amp;amp;nbsp;منجر به تمایزات اساسی در تبیین صفات علم و اراده الهی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش مواجهه با عقل از دیدگاه علامه‌ مجلسی و مکتب‌تفکیک</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_20800.html</link>
      <description>مسئله عقل و کارکرد آن در معرفت دینی از مباحث مورد اختلاف در اندیشه اسلامی است. با توجه به تأکید نگره‌تفکیک بر نقل‌گرایی و ارائه رویکردی حداقلی یا انکاری نسبت به نقش عقل در فهم دین، این پژوهش درصدد است تا با تحلیل روش علامه‌ مجلسی که به نقل‌گرایی مشهور است، در مواجهه با عقل و مقایسه آن با دیدگاه تفکیکی، میزان همسویی یا تمایز این دو رویکرد را تبیین کند؛ بنابراین سؤال اصلی این تحقیق نظری و مسأله‌محور، چیستی روش مواجهه با عقل از دیدگاه علامه‌ مجلسی و نگره‌تفکیک و نقاط اشتراک و افتراق آن دو است. داده‌های پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و تحلیل آثار این اندیشمندان به‌دست‌آمده و با ارزیابی عقلی و نقلی داده‌ها روشن شد که علامه‌ مجلسی، رویکردی ایجابی در مواجهه با عقل به‌عنوان یکی از قوای نفسانی داشته و پذیرای ادراکات عقلی است، درحالی‌که تفکیکیان با رهیافت‌های مختلف مدرکات چنین عقلی را یا نپذیرفته و یا فاقد کارکرد در معرفت دینی می‌دانند. این تحقیق نشان می‌دهد که علامه‌ مجلسی و تفکیکیان در مواجهه با عقل اختلاف بنیادی دارند و دیدگاه‌های آن‌ها به هم نزدیک نیست. همچنین، روش تفکیکیان در مواجهه با عقل با اشکالات متعددی روبروست و دیدگاه ایشان نادرست به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برهان فطرت در کلام اسلامی و معرفت‌شناسی معاصر: از گرایش تا تصدیق و نسبت آن با معرفت‌شناسی اصلاح‌شده</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_19831.html</link>
      <description>در کلام اسلامیِ امامیه، &amp;amp;laquo;برهان فطرت&amp;amp;raquo; بر خداجویی و خداشناسیِ سرشتی انسان تکیه دارد. پرسش این است که این برهان چگونه از گرایش فطری به تصدیق وجود خدا می‌رسد و نسبت آن با &amp;amp;laquo;معرفت‌شناسی اصلاح‌شده&amp;amp;raquo; چیست. هدف تبیینِ تقریرهای امامیه از برهان فطرت و سنجش آن با نظریة &amp;amp;laquo;باور پایه&amp;amp;raquo; در معرفت‌شناسی اصلاح‌شده (به‌ویژه نزد پلانتینگا) برای روشن‌سازی عقلانیت باور به خدا بدون اتکای پیشینی بر براهین کلاسیک است. پژوهش از نوع توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و تطبیقی با روش کتابخانه‌ای است؛ مفاهیم قرآنی، روایی و فلسفیِ فطرت در منابع امامیه استخراج و به‌صورت نظام‌مند با مؤلفه‌های معرفت‌شناسی اصلاح‌شده مقایسه شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد برهان فطرت بر دو مؤلفه استوار است: (۱) گرایش فطری به کمال مطلق و امر قدسی (عشق به خیر، حقیقت و عبادت)، (۲) بینش/تصدیق فطری نسبت به مبدأ هستی. متفکرانی چون ملاصدرا، علامه طباطبایی، امام خمینی (ره) و جوادی آملی، این گرایش/بینش را نشانة وجود واقعیِ متعلق آن می‌دانند. در معرفت‌شناسی اصلاح‌شده نیز باور به خدا می‌تواند باور پایه و معقول باشد و از کارکرد صحیح حسّ خداشناسی "Sensus Divinitatis" پدید آید. اشتراک دو رویکرد در خدادادی‌بودن و غیراکتسابی‌بودن ایمان است؛ تفاوت در اینجاست که امامیه غالباً بر جنبة حضوری و وثاقت تصدیق تأکید می‌کند، حال آن‌که معرفت‌شناسی اصلاح‌شده بیشتر بر معقولیت/توجیه باور تکیه دارد نه اقناعِ برون‌گرا. درنتیجه می‌توان پل معناداری میان برهان فطرت و معرفت‌شناسی اصلاح‌شده ساخت: باور به خدا &amp;amp;laquo;برون‌داد طبیعیِ&amp;amp;raquo; سازوکارهای فطریِ سالم انسان است؛ ازاین‌رو، هم قرینه‌ای وجودشناختی به سود الهیات امامیه فراهم می‌شود و هم مدلی معاصر برای تبیین عقلانیت خداشناسیِ فطری.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی «احباط» در آموزه‌های کلامی اسلام (با تأکید بر مکتب امامیه) و مسیحیت</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_19827.html</link>
      <description>مسئله احباط، موسوم به حبط عمل در کلام اسلامی، به‌طور محوری به تبیین و تحلیل رابطه‌ی پیچیده‌ی میان ایمان و عمل صالح و ناشایست از یک‌سو و سعادت و شقاوت اخروی از سوی دیگر می‌پردازد. اگرچه مفهوم دقیق احباط با جزئیات کلامی آن در آموزه‌های مسیحیت یافت نمی‌شود، اما شباهت‌های مفهومی میان آن‌ها وجود دارد. عمده‌ی اختلاف میان این دو سنت فکری، در کیفیت وقوع و دامنه‌ی تأثیر احباط است. هدف از این مقاله بررسی تطبیقی حبط عمل به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین و پرچالش‌ترین مباحثی که در حوزه‌ی کلام اسلامی و الهیات تطبیقی بوده که با تأکید بر آموزه‌های امامیه و مسیحیت موردبررسی و تبیین قرار گرفته است. روش این پژوهش با رویکردی تحلیلی و اسنادی، به بررسی دیدگاه‌های مختلف اسلام به‌ویژه امامیه و مسیحیت پرداخته است. یافته‌ها بر همسویی قابل‌توجه کلام امامیه و الهیات مسیحیت کاتولیک تأکید دارد؛ به‌گونه‌ای که هر دو، احباط را بر معنای مجازی حمل کرده و منکر احباط کلی اعمال هستند. این همسویی، افق‌های جدیدی برای مطالعات تطبیقی در الهیات می‌گشاید. نتیجه اینکه از نگاه اسلامی هر عمل حسنه یا سیئه، حساب خاص خود را دارد و گناه لزوماً به نابودی کامل عمل نیک نمی‌انجامد؛ همچنین هیچ‌یک از شاخه‌های اصلی مسیحیت نیز قائل به ابطال اعمال گذشته نیست، حتی کلیسای کاتولیک راه‌هایی مانند آیین توبه (اعتراف) را برای ترمیم رابطه با خدا پس از گناهان فراهم نموده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیدگاه فریقین در خصوص منشأ علم پیامبر اکرم(ص)</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_20799.html</link>
      <description>رسول اکرم(ص) از جنبه های علمی و عملی اسوه حسنه و الگوی مسلمانان است.مسئله این پژوهش آن &amp;amp;nbsp;است که به جز قرآن، علم رسول اکرم(ص) از چه منبع وحیانی دیگری منشأ گرفته است؟ برخی منشآ علم نبوی &amp;amp;nbsp;را وحی غیر قرآنی می دانند وبعضی دیگر آن را منبعث از اجتهاد آن حضرت دانسته اند. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و به شیوه ی کتابخانه&amp;amp;shy;ای انجام گرفته است. دامنه این تحقیق آثار و کتب تفسیری و حدیثی شیعه و اهل سنت است. هدف از این مقاله بررسی نقش وحی غیرقرآنی در علم رسول اکرم(ص) در منابع فریقین است.که از آن به وحی بیانی در منابع شیعه و وحی السنه یا وحی غیرمتلوّ در منابع اهل سنت یاد شده است. آنچه این تحقیق به آن دست یافته است در خصوص وحی غیرقرآنی، تفاسیر و منابع حدیثی اهل سنت عمدتاً به روایتی استناد می&amp;amp;shy;کنند، که مشهور به حدیث اَریکه است. این روایت در منابع حدیثی و تفسیری شیعه هم مطرح شده است. بررسی مصادر و منابع، سند و دلالت این روایت، روشن می&amp;amp;shy;کند که خاستگاه بحث وحی غیرقرآنی، در خصوص علم رسول اکرم(ص) میان اندیشمندان فریقین مشترک است. نتیجه آنکه فریقین منشأ علم رسول اکرم(ص) را وحی قرآنی و وحی غیرقرآنی می&amp;amp;shy;دانند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>هویّت إخباری نبی»؛ بررسی تطبیقی دیدگاه شیخ مفید و شیخ طوسی</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_20480.html</link>
      <description>هویت اِخباری نبی، بُعد اجتماعی و تبلیغی پیامبر را برجسته و بر مسئولیت او در ابلاغ وحی الهی به مردم تأکید می‌کند. نوشتار حاضر با روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی در مقام پاسخ به این پرسش است که از دیدگاه شیخ مفید و شیخ طوسی آیا نبی مانند رسول، موظّف به ابلاغ وحی الهی است یا خیر؟ هدف پژوهش، تطبیق و مقایسه دیدگاه شیخ مفید و شیخ طوسی درباره لزوم ابلاغ وحی توسّط نبی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شیخ طوسی با استناد به معنای لغوی، نبی و رسول را در وظیفه ابلاغ پیام الهی، یکسان می‌داند، امّا شیخ مفید قائل به گستردگی مفهوم نبی نسبت به رسول است؛ چراکه مفهوم رسول مقیّد به داشتن مأموریت ابلاغ است، درحالی‌که این قید در تعریف نبی نیامده است؛ بنابراین، لازم است نبی به صاحب‌خبر و دریافت‌کننده خبر معنا شود نه خبردهنده؛ و این معنا ملازم با ابلاغ خبر و رساندن آن به دیگران نیست و با تفسیر وی از اعم بودن نبی نسبت به رسول، مناسبت دارد. ظاهر آیاتی مانند (بقره:213، حج:52، مریم:51، فرقان:31) دیدگاه شیخ مفید مبنی بر اعم بودن نبی نسبت به رسول از جهت داشتن مأموریت ابلاغ وحی را مورد خدشه قرار می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رجعت در ادیان ابراهیمی، مطالعه‌ای تطبیقی در معنا و پیامدهای الهیاتی رجعت و بازتاب آن در مدل‌های عدل الهی</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_21052.html</link>
      <description>رجعت، به معنای بازگشت گروهی از انسان‌ها به زندگی پس از مرگ، یکی از آموزه‌های مهم در ادیان ابراهیمی است که پیوندی مستقیم با تحقق عدالت الهی دارد. با وجود توجه هر دین به رجعت، درک تطبیقی جایگاه آن در اسلام، یهودیت و مسیحیت تاکنون به صورت جامع صورت نگرفته است. مسئله این پژوهش، تحلیل جایگاه رجعت در چارچوب عدالت الهی و بررسی تفاوت‌ها و شباهت‌های آن در این سه دین است. هدف پژوهش، شناسایی سازوکارهای رجعت و تبیین بازتاب آن در مدل‌های مختلف عدالت الهی است. روش پژوهش، تحلیل کیفی متون دینی و کلامی به همراه رویکرد تطبیقی میان ادیان و چارچوب‌های فلسفی و الهیاتی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که در اسلام رجعت بخشی از منظومه عدالت اخلاق‌محور، تاریخی، جزایی و وعده‌محور است؛ در یهودیت رجعت و رستاخیز ابزار تحقق عدالت عهدی و وعده‌های تاریخی است؛ و در مسیحیت بازگشت دوم مسیح مرحله نهایی اجرای عدالت نجات‌بخش و مسیح‌محور با دامنه‌ای جهانی و کیهانی است. نتیجه پژوهش این است که رجعت در ادیان ابراهیمی، گرچه از نظر زمان، گستره و ماهیت متفاوت است، همگی بخشی از سازوکار تحقق عدالت الهی هستند و مطالعه تطبیقی آن، امکان فهم عمیق‌تر پیوند میان اخلاق، تاریخ و وعده‌های الهی را فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی خودگرایی هابز و دیگرگرایی فطری مطهری: نقدی بر فروکاهش انگیزه‌های انسانی به منفعت شخصی</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_21236.html</link>
      <description>خودگرایی و دیگرگرایی اخلاقی به‌عنوان دو پارادایم رقیب در تبیین انگیزه‌های کنش انسانی، همواره کانون مناقشات فلسفی بوده‌ است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-تطبیقی و با رویکردی انتقادی به بررسی مبانی فکری خودگرایی در فلسفه هابز و دیگرگرایی فطری در اندیشه مطهری می‌پردازد و امکان تحقق &amp;amp;laquo;دیگرگرایی عاشقانه&amp;amp;raquo; را به‌عنوان نقدی بر فروکاهش انگیزه‌های انسانی به منفعت شخصی ارزیابی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد هابز با پیش‌فرض‌های ماده‌انگارانه و مکانیکی، انسان را موجودی خودخواه معرفی می‌کند که تمام کنش‌های او، حتی به‌ظاهر نوع‌دوستانه، در نهایت به حب ذات، لذت‌جویی حسی و بقای فیزیکی بازمی‌گردد. در مقابل، مطهری با تفکیک &amp;amp;laquo;خود دانی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خود عالی&amp;amp;raquo; و تأکید بر فطرت الهی به‌مثابه منشأ گرایش‌های اصیل اخلاقی، دو سطح دیگرگرایی حسابگرانه (معطوف به استکمال نفس) و دیگرگرایی عاشقانه (معطوف به خیر دیگری بدون هیچ انگیزه شخصی) را تبیین می‌کند. نقد بنیادین پژوهش حاضر آن است که خودگرایی هابز نه یک توصیف جامع از طبیعت انسان، بلکه حاصل پیش‌فرض‌های فکری او مبتنی بر انحصار هستی در ماده و نفی ابعاد متافیزیکی انسان است. در مقابل، مطهری به عنوان یک فیلسوف نوصدرائی با پذیرش مراتب تشکیکی وجود، حرکت جوهری نفس و تفکیک فطرت از طبیعت، تبیینی موجه از دیگرگرایی ارائه می‌دهد که در آن لذت به‌مثابه &amp;amp;laquo;ضرورت&amp;amp;raquo; فعل اخلاقی تلقی می‌شود نه &amp;amp;laquo;غایت&amp;amp;raquo; آن. این مقاله نشان می‌دهد که خودگرایی هابز به نسبی‌گرایی در اخلاق منجر می‌شود، در حالی که دیگرگرایی فطری مطهری مبنایی برای اخلاق جهان‌شمول و استوار فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استکمال ایثاری به‌مثابه الگویی فلسفی-کلامی: نقد انسان‌محوری معاصر و بازخوانی نسبت خود، کمال و غایت در الهیات شیعی</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_21299.html</link>
      <description>انسان‌محوری معاصر با تأکید بر کرامت، خودآیینی، آزادی و اصالت انتخاب، انسان را نقطه عزیمت معنا و ارزش می‌داند. این رویکرد، اگرچه در تقریرهای گوناگون خود می‌تواند از مسئولیت اخلاقی، فداکاری، سود عمومی و انتخاب اصیل دفاع کند، در تبیین ایثار به‌مثابه نحوه‌ای از کمال غایی انسان با دشواری نظری روبه‌روست. مسئله این پژوهش آن است که آیا عبور آگاهانه از خود محدود در راه غایت حقیقی، نفی ارزشمندی انسان است یا می‌تواند صورتی از تحقق کامل‌تر حقیقت انسانی باشد. مقاله با روش تحلیلی ـ تطبیقی ـ انتقادی و با تکیه بر الهیات شیعی، نسبت خود، کمال، ایثار و غایت برتر را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;استکمال ایثاری&amp;amp;raquo; نه الگویی گسسته از سنت شیعی و نه صرفاً نامی تازه برای فضیلت اخلاقی ایثار، بلکه صورت‌بندی تحلیلیِ ظرفیت‌های انسان‌شناختی، تکلیف‌شناختی و غایت‌شناختی الهیات شیعی است. بر پایه این الگو، استکمال ایثاری از ایثار اخلاقی و خودفراروی متمایز شده و بر پیوند عبور از خود با عقل، اختیار، غایت حقیقی، سعادت و قرب الهی دلالت دارد. یافته پژوهش آن است که انسان‌محوری معاصر، در تقریرهای خودبنیاد خود، توان تبیین کافی برای نشان دادن اینکه عبور از خود محدود چگونه می‌تواند عین تحقق کمال غایی انسان باشد را ندارد. در مقابل، الهیات شیعی با حفظ عقل، اختیار و کرامت انسان، ایثار را به‌مثابه گذار حق‌مدار از خود محدود به خود کمال‌پذیر تبیین می‌کند و تحقق آن را مشروط به آگاهی، اختیار، عدالت، حجت معتبر و حقانیت غایت می‌داند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانشی کلامی-اجتماعی بر مسئله «حفظ شریعت» در عصر غیبت؛ با تأکید بر نقد نظریه اجماع تشرفی</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_21300.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین سازوکار حفظ شریعت در عصر غیبت و عبور از الگوهای ناکارآمد سنتی تدوین شده است. دستاوردهای مقاله نشان می‌دهد که تقلیل مسئله حفظ شریعت به سازوکارهایی نظیر &amp;amp;laquo;نظریه اجماع تشرفی&amp;amp;raquo;، به دلیل فقدان ادله قطعی در احراز کاشفیت، خطر قدسی‌سازی توافقات بشری و ایجاد محدودیت برای استقلال علمی فقها، پاسخ‌گوی چالش‌ها و پیچیدگی‌های فقهی معاصر نیست. نتیجه نهایی این پژوهش، ارائه یک &amp;amp;laquo;الگوی تعاملی&amp;amp;raquo; است که اثبات می‌کند حفظ شریعت در دوران غیبت نیازمند هم‌افزایی دو مؤلفه اساسی است: از یک سو، هدایت باطنی و تکوینی امام معصوم به عنوان &amp;amp;laquo;واسطه فیض&amp;amp;raquo; که ضامن حفظ روح دین و مصونیت کلی آن است؛ و از سوی دیگر، نهاد فقاهت که با اتکا بر &amp;amp;laquo;عقلانیت جمعی و اجتهاد پویا&amp;amp;raquo; و با استقلال روشمند، وظیفه استنباط و تطبیق احکام را بر عهده دارد. این الگو نشان می‌دهد که با پرهیز از آسیب‌های الگوهای پیشین، می‌توان پویایی فقه را در مواجهه با تحولات پرشتاب تاریخی تضمین نمود و انسجام هویتی و ساختار کلامی شیعه را به شکلی کارآمدتر صیانت کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انتقادی دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی پیرامون علم دینی</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_21309.html</link>
      <description>نظریه‌ی علم دینی آیه الله جوادی آملی مبتنی بر دو رکن اساسی است: الف: علوم بشری اگر خیالی یا وهمی باشند، اساسا علم نیستند تا سخن از دینی‌کردن آن‌ها مطرح شود، و اگر به درجه قطع یا اطمینان برسند، همه در زمره‌ی علوم دینی محسوب می‌‌شوند. ب: در کنار منابع عقلی و تجربی، باید از منابع نقلی نیز به روش اجتهادی، در علوم مختلف استفاده شود. در این مقاله بررسی می‌شود که رکن اول دیدگاه ایشان با این مشکل مواجه است که ایشان توجهی به نقش و تاثیر مبانی دینی در درستی و واقع‌نمایی نظریات علمی ندارد. نسبت به رکن دوم نیز تاکیدی که ایشان بر منابع نقلی دارند، در بخش گسترده‌ای از علوم (خصوصا بخش عمده‌ی علوم تجربی) قابل‌پذیرش نیست، زیرا هدف دین سعادت بشر بوده و دین برنامه‌ای برای این بخش از علوم ندارد؛ این بخش از علوم، نه دینی هستند و نه غیر دینی. از همین‌رو دینی‌کردن این بخش بر مبنای اجتهاد در علوم نقلی، با مشکلات جدی مواجه است. این مقاله ضمن نقد دیدگاه آیه الله جوادی، نظریه‌ی ایشان را تا حدی، با نظریات مشابه مقایسه نموده و بررسی تطبیقی می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زیرساخت رابطه‌ای صلح: مطالعه تطبیقی اخلاق مراقبت کارول گیلیگان و منطق اخوت در اندیشه اسلامی-شیعی برای بازسازی هنجاری رفاه اجتماعی در شرایط جنگ و پساجنگ</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_21440.html</link>
      <description>نظریه‌های مسلط رفاه اجتماعی و عدالت لیبرال، با تکیه بر تصویر انسانِ مستقل و خودبنیاد، ابزار مفهومی کافی برای تحلیل وضعیت‌هایی که در آن نظم اجتماعی دچار فروپاشی می‌شود&amp;amp;mdash;به‌ویژه در شرایط جنگ، خشونت سازمان‌یافته و بحران‌های گسترده&amp;amp;mdash;فراهم نمی‌کنند. این پژوهش با هدف پر کردن این خلأ، دو چارچوب نظری متفاوت را در قالب یک مطالعه تطبیقی مفهومی مقایسه می‌کند: &amp;amp;laquo;اخلاق مراقبت&amp;amp;raquo; در سنت فلسفه اجتماعی معاصر غرب که کارول گیلیگان آن را مطرح کرد، و &amp;amp;laquo;منطق رابطه‌مندی و اخوت&amp;amp;raquo; در اندیشه اسلامی-شیعی. روش پژوهش بر اصل &amp;amp;laquo;هم‌ارزی کارکردی&amp;amp;raquo; استوار است و مقایسه در سه سطح انسان‌شناختی، اخلاق رابطه‌ای، و سازوکار نهادی انجام می‌شود.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر دو چارچوب، برخلاف نظریه‌های مسلط، جنگ را یک &amp;amp;laquo;رخداد رابطه‌ای&amp;amp;raquo; می‌دانند&amp;amp;mdash;نتیجه فروپاشی شبکه‌های مسئولیت، اعتماد و همبستگی&amp;amp;mdash;نه صرفاً تعارض منافع یا شکست دیپلماسی. همچنین هر دو صلح را &amp;amp;laquo;دستاورد رابطه‌ای&amp;amp;raquo; تعریف می‌کنند که در آن شبکه‌های مراقبت، اخوت و تکافل، زیرساخت اجتماعی بازتولید نظم را تشکیل می‌دهند. پژوهش نشان می‌دهد که دو چارچوب در نقطه تکمیل یکدیگر قرار دارند: اخلاق مراقبت ابزار دقیقی برای تحلیل تجربه زیسته آسیب‌پذیری و بی‌عدالتی ساختاری دارد، در حالی که اخوت اسلامی چارچوب هنجاری قوی‌تر و سازوکارهای نهادی‌تری (ولایت و تکافل) ارائه می‌دهد. بر این اساس، مدل چهارسطحی &amp;amp;laquo;مراقبت-اخوت&amp;amp;raquo; به‌عنوان زیرساخت رابطه‌ای صلح پیشنهاد می‌شود. دلالت سیاستی اصلی این پژوهش آن است که بازسازی پساجنگ موفق، باید پیش از هر بازسازی فیزیکی یا سیاسی، با بازسازی &amp;amp;laquo;زیرساخت رابطه‌ای&amp;amp;raquo; جامعه آغاز کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی و تحلیل معیارهای حقوق انسان در شرایط جنگ از منظر مذهب تشیّع</title>
      <link>https://jcst.atu.ac.ir/article_21441.html</link>
      <description>مسئله رعایت حقوق انسان در شرایط جنگ، به‌عنوان یکی از چالش‌برانگیزترین و در عین حال بنیادین‌ترین مباحث حقوقی و اخلاقی در جهان معاصر، همواره در کانون توجه اندیشمندان قرار داشته است.در این میان، تبیین دیدگاه مذهب تشیّع درباره حقوق انسان در جنگ، می‌تواند پاسخی روشمند به پرسش‌های ناظر بر نسبت دین، خشونت و کرامت انسانی ارائه دهد و ظرفیت‌های مغفول‌مانده فقه و اخلاق اسلامی را آشکار سازد. بر این اساس، پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی، به واکاوی مبانی نظری و شاخصه‌های حقوق انسان در وضعیت جنگ بر پایه آموزه‌های فقهی، اخلاقی و کلامی تشیّع می‌پردازد. تمرکز اصلی مطالعه بر مفهوم جهاد دفاعی و تبیین مؤلفه‌هایی چون صیانت از کرامت ذاتی انسان، رعایت عدالت، التزام به اصول اخلاقی در کنش‌های جنگی و تفکیک میان متخاصمان و غیرنظامیان است که در پرتو منابع قرآنی و روایی مورد تحلیل قرار می‌گیرند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در منظومه معرفتی تشیّع، مشروعیت و معنا‌داری جهاد دفاعی به‌طور وثیق با رعایت حقوق انسانی و ضوابط اخلاقی پیوند خورده است؛ به‌گونه‌ای که هرگونه تخطی از این اصول، کنش جنگی را از چارچوب مشروع و دینی آن خارج می‌سازد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
