دوره و شماره: دوره 1، شماره 1، فروردین 1398، صفحه 1-370 

مقایسه مفهوم جامع خدا در قرآن با مفهوم جامع خدا در کتب مقدس سایر ادیان الهی

صفحه 7-38

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.41721.1009

علیرضا فارسی نژاد، سید محمدهاشم پورمولا، علی طاهری دهنوی

چکیده مفهوم جامع خدا در کتاب‌های مقدس ادیان الهی با عناوین مختلفی مطرح شده است؛ در قرآن، کتاب  مقدس مسلمانان، با عنوان «اَلله»، در اَوِستا، کتاب مقدس زرتشتیان، با عنوان «اَهورامَزدا»، در تورات، کتاب مقدس یهودیان، با عنوان «یهوه» و در اِنجیل، کتاب مقدس مسیحیان، با عنوان «پدر آسمانی».
پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سؤال است که آیا همة عناوین مزبور به یک حقیقت اشاره دارند و کاملاً بر یکدیگر منطبق‌اند یا این‌که تفاوت‌هایی در این نام‌ها وجود دارد.  بدین منظور، نویسنده به روش توصیفی ـ تحلیلی ـ تطبیقی عناوین مختلفی را، که در کتب مقدس سایر ادیان الهی حکایت‌گر مفهوم خداست، با عنوان (الله)، که حاکی از مفهوم خدا در قرآن است، مقایسه کرده و به این نتیجه رسیده است که هرچند همة عناوین مذکور به یک حقیقت اشاره دارند و همگی بیانگر مفهوم جامع خدا در آن دین هستند، اما در کتب مقدس سایر ادیان الهی، از حیث توصیف ذات، صفات و افعال خدا، نقاط افتراق زیادی با قرآن وجود دارد. مفهوم جامع خدا در قرآن بیانگر حقیقتی است که در ذات، صفات و افعال، یگانه و نامحدود بوده و از هرگونه شباهت به مخلوقات منزّه است؛ اما در کتب مقدس سایر ادیان الهی بیانگر حقیقتی است که در ذات یگانه نیست، در صفات محدود و انسانی بوده و شریک دارد، در افعال نیز محدود بوده و سطح افعال او در حدِّ افعال بشری پایین آمده است.

پاسخ به اتهامات الجمیلی به شیعه در قول به «بداء»

صفحه 39-68

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.40324.1007

اکرم خلیلی نوش آبادی

چکیده یکی از مسائل کلامی شیعه  مسئلة «بداء»ست که پیوند نزدیکی با مبحث علم الهی پیش از ایجاد دارد و به‌جهت سوءفهم متکلمان اهل سنّت، به یکی از چالش‌های دامنه‌دار میان این دو گروه تبدیل شده و در مواردی، موجب نسبت دادن اتهامات ناروا و بی‌اخلاقی‌های متعددی از سوی متکلمان اهل سنّت به شیعه و حتی ائمة طاهرین شده است. عبدالله الجمیلی یکی از متکلمان سنی‌مذهب است که با نگارش کتاب بذل المجهود فی اثبات مشابهة الرافضة للیهوددرصدد است با ارائة تعریف حقیقی از بداء، شیعه را متهم سازد که خداوند تعالی را به علم پس از جهل و تغییر در رأی و اراده متصف کرده و منزلت او را تنزل داده است. یادآوری باورهای شیعی در   مسئلة علم پیش از ایجاد و همچنین استعمال بداء به‌معنی شیعی آن در معتبرترین کتب اهل سنّت، اشاره به اقدامات ناصواب الجمیلی در راستای ثابت کردن فرضیة خود، لزوم ارائة نظرات علمای معاصر شیعی درخصوص مراد متقدمان شیعی از اصطلاح «بداء» و اثبات بی‌اعتبار بودن اتهامات مطرح‌شده از سوی الجمیلی، ضرورت این مطالعه را روشن می‌سازد.
نگارنده تلاش می‌کند با ارائة مفهوم حقیقی و مجازی بداء، فهرست نمودن اتهامات الجمیلی به شیعه و بررسی اسناد مربوط به این اتهامات، با ذکر پاسخ‌های مناسبی به هریک از آنها نواقص موجود در اسناد را بررسی نماید.

بررسی تطبیقی صفت قیام مسلحانه امام از نگاه امامیه و زیدیه

صفحه 69-98

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.44555.1014

سعید سلیمی

چکیده امامت یکی از اصول بنیادین اسلامی است که بسیاری از اصول دیگر در پرتو آن تبیین می‌شوند. همان‌گونه که اختلاف در امامت به‌عنوان اصل بنیادین، سبب به‌وجود آمدن برخی از فِرَق اسلامی گردیده، اختلاف در صفات امام نیز باعث به‌وجود آمدن فِرَقی مانند امامیّه و زیدیّه در عالم تشیّع شده است. صفاتی مانند قیام مسلّحانه، عصمت، افضلیّت، علم، نسب امام و بلوغ از  مهم‌ترین صفات اختلافی بین امامیّه و زیدیّه است. در این پژوهش با استفاده از روش عقلی برهانی، نقلی وحیانی و نقلی تاریخی ثابت شده که امامیّه به  لازم نبودن قیام مسلّحانة امام در هر شرایطی، تأکید می‌کند و با توجه به عصمت و علم امام، آگاهی و اقدام به قیام برعهدة امام است. نبودِ انصار واقعی، اصل ثابتِ حفظ اسلام و احقاق حقّ مردم، نه حقوق شخصی از مهم‌ترین دلایل قیام نکردن برخی از امامان است؛ ولی زیدیّه به لزوم قیام مسلّحانة امام در هر شرایطی اصرار دارند.

بررسی تغییرات انگاره‌ی واژه‌ی شیعه در طول تاریخ اسلام

صفحه 99-126

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.43875.1012

قاسم بستانی، آمنه امیدی، حمزه عبیدی نیسی

چکیده یک مطالعة تطبیقی و اجمالی از تاریخ، گزارشات تاریخی، حدیثی و رجالی که واژة شیعه در آن‌ها به‌کار رفته است، بیانگر تحول و تطورات معنایی در مفهوم شیعه در طول قرون متمادی است. شناخت این تطورات و تحولات در حوزة معنایی این کلمه، می‌تواند ارتباط مفهوم این واژه با گفتمان‌های علمی هر عصر را نشان دهد؛ به‌عنوان مثال، در کتب اهل سنّت با واژه‌هایی نظیر شیعه، تشیع، و... مواجه هستیم؛ در نگاه ابتدایی و ظاهری، این نتیجه حاصل می‌شود که راویان شیعی در کتب اهل سنّت به‌طور وفور و گسترده مورد نظر بوده‌اند اما با بررسی هریک، به این مهم دست می‌یابیم که واژة شیعه، منحصر در امامیّه نبوده و معنایی عام داشته است و عوامل متعددی موجب انتساب یک راوی به تشیع بوده است؛ بنابراین پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی، به‌منظور بررسی تغییرات معنایی کلمةشیعه با رویکرد تاریخ‌انگاره می‌پردازد؛ نتایج به‌دست آمده نشان می‌دهد که واژة شیعه در طول تاریخ سیری پویا داشته و در طول زمان و تحولات تاریخی توسعه و تضییق داشته است و یا به عبارتی دیگر، این واژه در تحولات خود با اندیشة جامعه هماهنگ بوده است؛ از این‌رو، با بررسی این واژه به‌لحاظ لغوی و اصطلاحی و تحلیل آن در مقایسه با واژگان مترادف به‌معنای دقیق‌تر و جامع‌تری از این واژه دست می‌یابیم.

توحید و شرک در مذهب کلامی سلفیه و امامیه

صفحه 127-156

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.46643.1024

سید کاظم کاظم موسوی، مصطفی سلطانی

چکیده مسلمانان در بسیاری از موضوعات اعتقادی، فقهی و اخلاقی آرای مشترک دارند. در این مقاله کوشش شده با پرداختن به یکی از اصول مشترک مذاهب کلامی و نیز ارائة تفسیر و تبیین مذاهب از مهم‌ترین مسئلة اعتقادی یعنی توحید، این حقیقت را گوشزد کند که همة شرایع آسمانی بر توحید استوارند و مسلمانان نیز با ندای توحید از هرگونه شرک و دوگانه‌پرستی تبرّی می‌جویند. این تحقیق توصیفی ـ تحلیلی است و با توجه به نوع تحقیق به صورت کتابخانه‌ای انجام شده است. نتایج این تحقیق نشان  می‌دهد بر خلاف آیات و روایاتی که انسان‌ها را به توحید دعوت می‌کنند و توسل و شفاعت را از مصادیق عبادت و موجب قرب الهی می‌دانند، «وهابیت» توسل و شفاعت از اولیای خدا را با اصل توحید در عبادت منافی می‌داند، به همین جهت ابن‌تیمیه طلب شفاعت از اولیا و توسل و استمداد از ارواح مقدسه را عبادت آن‌ها تصور می‌کند، و از این رو همة مسلمانان عالم را، غیر از کسانی که مثل او فکر می‌کنند، مشرک و کافر می‌داند. همین موضوع موجب بروز اختلافی شدید در بین امت اسلامی شده و توحیدی که بهترین وسیله برای وحدت امت اسلامی می‌تواند باشد به ابزاری برای تفرقه تبدیل گردیده است.تنها راه برای رسیدن به کمال و قرب الهی و وحدت بین مسلمین، گرد آمدن دور حبل الله و توحید است که انبیا نیز برای همین هدف مبعوث شده‌اند.

رویکرد کلامی محدثان ومتکلمان در تبیین قلمرو عصمت با تاکید برآراء شیخ صدوق وشیخ مفید

صفحه 157-176

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.46616.1023

محمد حسن نادم

چکیده د
در نظام اعتقادی امامیّه آموزة کلامی عصمت یکی از مسائل بنیادی و زیرساختی نبوت و امامت است که از ابتدا، از دغدغه‌های علما واندیشمندان اسلامی بوده، با عنایت خاص و با رویکردهای متفاوت مورد توجه قرارگرفته است. شیعیان که عصمت را از زمرة شرایط امامت می‌دانند، بر اصل باورمندی آن اتفاق نموده‌اند، اما دربارة قلمرو آن، با رویکردهای متفاوت اظهار نظر و اختلاف کرده‌اند. از میان رویکردها، دو رویکرد، نقشی تعیین‌کننده در مباحث کلامی ایفا کرده است: یکی رویکرد عقل‌گرای متکلمان بغداد و دیگری رویکرد نص‌گرای محدثان قم. از متکلمان، شیخ مفید و از محدثان، شیخ صدوق به‌عنوان شخصیت‌های شاخص، که هرکدام به مدرسه‌ای تأثیرگذار در تاریخ کلام امامیّه تعلق خاطر داشتند، انتخاب شدند، تا در این جستار نظراتشان در بارة قلمرو عصمت مورد بررسی قرار گیرد و نیز مشترکات و اختلاف نظر آنها در جهات مختلف قلمرو عصمت نشان داده شود.

مطالعه تطبیقی اندیشه سیاسی شیعه و داعش

صفحه 177-205

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.44414.1013

طاهره شریف، ابراهیم برزگر

چکیده اسلام سیاسی، متعاقب انقلاب اسلامی ایران، در جمهوری اسلامی موجودیت عینی یافت و در بازاریابی سیاسی افکار عمومی جهان اسلام، خود را به‌عنوان کالای پرمشتری برای مسلمانان جهان اسلام، که در عصر جدید همواره سرخورده و شکست‌خورده و ناکام بوده‌اند، درآورد. این خوانش انقلابی از اسلام در ایران موفقیت عملی و عینی خود را در قالب ایجاد تغییرات اجتماعی در انقلاب اسلامی، نظام‌سازی با منطق جمهوری اسلامی که سنّت و مدرنیته را در ترکیبی موزون به‌کار گرفت و نیز در ایجاد نظامی ماندگار و چهل‌ساله نشان داد؛ اما الگوی رقیب و وهابی داعش در برابر این اسلام سیاسی قد علم کرده، با دولت‌سازی نیم‌بند  خود در عراق و سوریه به خودنمایی  می‌پردازد. در این نوشتار به مقایسة تطبیقی اعتقادات سیاسی، اخلاقیات سیاسی و رفتار سیاسی در منظومة سیاسی شیعه و داعش پرداخته شده است؛ از جملة این موارد، مقایسة اعتقادی موضوع منجی و مهدویت، مقایسة اخلاقی مسئلة خلافت و ولایت و مقایسة رفتاری مسئلة مهمّ جهاد و جنگ  است.

غایتمندی افعال الهی از دیدگاه متکلمان اسلامی

صفحه 207-231

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.43046.1018

احمد شجاعی

چکیده بحث از غایت‌شناسی، به‌ویژه مسئلة غایتمندی افعال الهی، از مباحث مهم در حوزة معارف دینی، مخصوصاً در علم کلام است. برای هر ذهن فعال و کنجکاوی، این مسئله مطرح است که آیا افعال الهی معلل به غرض و غایت است یا نه، به‌خصوص در حوزة آفرینش ـ که مهم‌ترین فعل الهی استـ  آیا می‌توان برای آفرینش الهی غرضی ترسیم کرد؟ و اگر پاسخ مثبت است، آن غرض چیست؟ دانشمندان اسلامی پیرامون غایتمندی افعال الهی دیدگاه‌های متفاوتی مطرح کرده‌اند، برخی با توجه بر مبانی آنها در پذیرش حسن و قبح عقلی، افعال الهی را غایتمند دانسته و نفی غایت در افعال الهی را مستلزم اشکالات عدیده‌ای دانسته‌اند که متکلمان امامیّه، معتزله و ماتریدیه، جزوه این گروه هستند. برخی دیگر، مانند اکثر اشاعره، با توجه به عدم پذیرش قاعدة حسن و قبح عقلی از طرف آنان، غایت در افعال الهی را نفی کرده‌اند. طایفه‌ای دیگر در مسئله، قائل به تفصیل شده‌اند، در نوشتارِ پیش‌رو، دلایل دیدگاه طوایف مختلف پیرامون غایتمندی افعال الهی مورد بررسی واقع می‌شود.

قرآن کریم؛ مخلوق باواسطه یا بی‌واسطه؟

صفحه 233-265

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.45034.1019

حسام امامی دانالو، محمد حسین بیات

چکیده تحلیل فلسفی وحی و تکلّم الهی، یکی از ضرورت‌های دینی است. بشری بودن الفاظ قرآن کریم، انگاره‌ای است که حداقل از قرن سوم هجری، برای تبیین نحوة خلق قرآن کریم طرح شده است. برخی معاصران همچون سروش و... برآنند که با توجه به اصل «سنخیت»، ممکن نیست قرآن مخلوق بی‌واسطة خداوند باشد؛ بلکه باید قرآن کریم را از طریق و به‌واسطة پیامبر اکرم(ص)، به خداوند نسبت داد. ازاین‌رو، پس از تبیین نحوة تمسک او به اصل سنخیت، برداشت‌اش از این قاعده تحلیل و نقد شده است. این مسئله در فلسفه، ذیل عنوان ربط حادث به قدیم بررسی می‌شود و فلاسفه از دیرباز راه‌حل‌هایی برای تبیین آن ارائه کرده‌اند. به طوری که اصل سنخیت مانع از الهی دانستن الفاظ قرآن کریم نیست و با توجه به مبانی فلسفی سروش و کسانی مانند او که بیشتر برآمده از فلسفة صدراست، ازجمله مبانی وحدت تشکیکی وجود، می‌توان به‌دست آورد که پذیرش اصل سنخیت و بساطت ذاتملازمه‌ای با بشری بودن الفاظ قرآن کریم ندارد و ضمن پذیرش آنها، همچنان الفاظ قرآن کریم را می‌توان مخلوق بی‌واسطة خداوند دانست.

قرائت‌های مختلف از حیات جسمانی عیسی(ع) در قرآن و عهد جدید

صفحه 267-300

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.39116.1004

مهدی بهنیافر، فاطمه السادات حسینی محمود آبادی

چکیده کیفیت حیات حضرت عیسی(ع) همواره یکی از بحث‌برانگیزترین مباحث حتی در میان مسیحیان است. در این مقاله ابتدا با تحلیل اسنادی و مبتنی بر نصوص اولیة مسیحی، به دسته‌بندی سه دیدگاه قابل استخراج از این نصوص دربارة سرشت الوهی یا طبیعی عیسی(ع) پرداخته‌ایم
 و سپس این موضوع را از دیدگاه قرآنی بررسی کرده‌ایم. سه دیدگاه سرشت الهی، سرشت الهیـ انسانی و سرشت انسانی و طبیعی عیسی(ع) در نصوص مسیحی و نیز سرشت غیرالوهی عیسی(ع) دیدگاه‌هابی هستند که در اندیشةقرآنی بررسی شده‌اند
در ادامه، با تحلیلی فلسفی و کلامی به پارادوکس‌ها و برخی دشواری‌های نظری و کلامی پیشِ روی برخی دیدگاه‌های مسیحی در حوزه‌هایی نظیر «پرستش»، «وحدت ذات خداوند»، مسئلة هدایت و نیز مسئلة فهم‌پذیری فعل خداوند پرداخته‌ایم. در این میان به مسئلة «هدایت» به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین اهداف نبوت توجه شده است؛ این‌که تجانس زیستی نبی با جامعة مخاطبان وی، اساساً هدایت را ممکن می‌سازد و سپس در دل این امکان، احتمال تحقق اهداف نبوت و اقبال به نبی، تحقق هدایت را افزایش می‌دهد؛ تجانسی که از قرآن کریم و در باب پیامبر اسلام(ص) و انبیای سلف از جمله عیسی(ع) نیز قابل استخراج است و بر این اساس، دعوت انبیا از دید قرآن با اقبال مواجه بوده است؛ اما برخی دیدگاه‌های مسیحی که تمام یا وجهی از سرشت عیسی(ع) را الوهی می‌دانند، به‌لحاظ نظری و کلامی،  تحقق تدریجی رستگاری و مفهوم «هدایت» در طول تاریخ، نقش ارادة انسانی مؤمنان در تحقق این امر و نیز توفیق انبیا در این امر را با چالش مواجه می‌سازند؛ رویکرد قرآنی با این چالش مواجه نیست.

مسئله امامت از دیدگاه غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی

صفحه 301-327

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.38462.1001

محسن حبیبی، فاطمه عباس زاده

چکیده غزّالی وجود امام را به ادلة شرعی و اجماع امت، ضروری و برای قوام دین و دنیا مفید می‌داند؛ اما عصمت را برای امام شرط نمی‌داند. او معتقد است تنها در امور کشورداری وتجهیز سپاه و... به امام نیاز است؛ و از آنجا که برای انجام این قبیل کارها به علم الهی و لدنّی نیازی نیست، از این‌رو، به عصمت نیازی نیست. او مانند دیگر پیروان اهل سنّت، تعیین امام را به انتخاب مردم می‌داند و هرگونه ادعای نصی از سوی شیعه را بی‌ربط به مسئلة امامت و غیرمتواتر معرفی می‌کند. از نظر او اگر این اخبار، متواتر بودند، هرگز در آنها شک نمی‌شد، در حالی‌که در مورد این اخبار شک وجود دارد. بنابراین احادیثی چون حدیث غدیر و منزلت صرفاً بیانگر احترام و دوستی میان پیامبر(ص) و علی(ع) است و دلیلی بر امامت علی(ع) محسوب نمی‌شود.
خواجه نصیرالدین طوسی در  برابر این دیدگاه موضع گرفته ووجود امام را نه به ادلة شرعی، بلکه به دلیل عقلی و با استناد به «قاعدة لطف» بر خداوند واجب می‌داند. وی همچنین با ارائة ادلة عقلی متعدد، عصمت را نیز برای امام ضروری می‌داند و عقیده دارد که درصورت معصوم نبودن امام، تسلسل لازم آمده و دیگر نمی‌توان به تکالیف شرع اطمینان کرد. درضمن، در صورت انجام افعال قبیح از وی، نهی او از آن عمل، واجب می‌شود و در این صورت، غرض از نصب امام نقض شده،مقام امام از سایر مردم پایین‌تر می‌آید؛ در حالی‌که امام باید افضل از همه باشد. خواجه، پس از اثبات عصمت برای امام، می‌گوید عصمت خصیصة ناآشکاری است که کسی جز پروردگار به آن علم ندارد. لذا نصب امام باید از سوی خدا و رسولش صورت گیرد و این یعنی نص؛ و همچنین با توجه به شیوة رسول خدا(ص) بعید است که ایشان در خصوص چنین امر خطیری سکوت کرده باشد. در مجموع، ادلّة خواجه نسبت به دلایل ادعایی غزّالی  از وجاهت و قوت بهتری برخوردار است.

هدایت و ضلالت قرآنی و رابطةآن با اختیار انسان از منظر علّامه طباطبایی، فخر رازی و زمخشری

صفحه 329-355

https://doi.org/10.22054/jcst.2019.42474.1010

علی کربلایی پازوکی، زینت نوروزی

چکیده یکی از موضوعات مهم قرآنی مسئلة هدایت و ضلالت است؛ در این رابطه، قرآن در مواردی هدایت و ضلالت را به خدا نسبت می‌دهد و درآیاتی نیز بر اراده و اختیار انسان در هدایت و ضلالتش تأکید دارد. چه رابطه‌ای بین هدایت و ضلالت الهی و نقش افعال اختیاری و ارادةانسان از منظر قرآن وجود دارد؟ این تحقیق با روش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی به بررسی آیات هدایت و ضلالت در قرآن از دیدگاه علّامه طباطبایی در تفسیر« المیزان» ، فخررازی در تفسیر مفاتیح‌الغیب و زمخشری در تفسیر کشاف  می‌پردازد. هدف این پژوهش، یافتن رابطه‌ای معنادار بین هدایت و ضلالت الهی است که از ظاهر  برخی ازآیات قرآن فهمیده می‌شود و نیز نقش اختیار و ارادة انسان در این موضوع که از بعضی آیات دیگر استنباط می‌شود.  علّامه طباطبایی هدایت ابتدایی و توفیقی را به ارادة الهی و ضلالت ابتدایی را به ارادة انسانی و ضلالت کیفری را نوعی مجازات الهی می‌داند؛ فخر رازی با پذیرش مسلک جبرگرایانه، خداوند را خالق همه‌چیز از جمله هدایت و ضلالت بیان کرده است و زمخشری، براساس مکتب اعتزال، استناد هدایت و ضلالت در آیات قرآن به خداوند را نوعی مجاز می‌داند و بر نقش اراده و اختیار انسان تأکید دارد.