کلیدواژه‌ها = عقل

بررسی تطبیقی مبانی عقلانیّت از نگاه علّامه طباطبائی و محمد الجابری

دوره 5، شماره 9، مهر 1403، صفحه 157-186

https://doi.org/10.22054/jcst.2024.79233.1163

عبدالمطلب عبدالله

چکیده ی­تردید عقل در ایجاد و توسعه معرفت و بتبع آن در معرفت دینی نقش اساسی دارد. شکل گیری فهم از دین و شریعت نیز به عقل بشری مرتبط است و نوعی همبستگی میان دین و عقل برقرار است. اما اندیشمندان در چگونگی، حدود و ارتباط آن با معرفت وحیانی اختلاف نظر دارند. در این تحقیق، دیدگاه محمد عابد الجابری که از جمله جریانات فکری نوین معاصر است با دیدگاه علّامه طباطبائی به صورت تطبیقی در این زمینه‌ها مدنظر بوده تا ظرفیت‌های هر کدام برای پاسخ­گویی به مسائل اجتماعی و سیاسی در حوزه دین سنجیده شود. بر این اساس، موضوع پژوهش این چنین سامان یافت؛ «بررسی تطبیقی مبانی عقلانیت از نگاه علّامه طباطبائی و محمد الجابری». روش توصیفی-تحلیلی در آثار هر دو اندیشمند پیشرفته و شاخصه‌های مؤثر در عقلانیت هر کدام را احصاء نموده. یافته‌های تحقیق نشان داد که مبانی عقلانیت عبارتند از: در اندیشه الجابری، فرهنگ، جامعه، تاریخ در تکون عقل اصالت داشته و منحصر در آنهاست ولی در نگاه علّامه طباطبائی، دین، وحی و فطرت توحیدی اصالت داشته و نقش فرهنگ، جامعه و تاریخ در تکون عقل در چارچوب دستگاه آفرینش و تحت هدایت الهی نقش ایفا می‌نمایند.

بررسی تطبیقی برهان فطرت در اثبات وجود خداوند از دیدگاه دکارت و حکیم شاه‌آبادی

دوره 5، شماره 8، فروردین 1403، صفحه 99-132

https://doi.org/10.22054/jcst.2024.78874.1158

جواد غلامرضائی، زینب سلطانی

چکیده بحث از فطرت و مقتضیات آن به‌عنوان ویژگی مشترک میان همه انسان‌ها از اهمیت به خصوصی برخوردار است. اثبات وجود خداوند بر مبنای فطرت همواره یکی از دغدغه‌های چالش‌برانگیز اندیشمندان در طول تاریخ بوده است. تحقیق پیشرو به بازشناسایی نقش فطرت در اثبات وجود خداوند بر اساس نظام فکری دکارت و شاه‌آبادی با روش تحلیلی- تطبیقی پرداخته است. با بررسی نظام فکری هر دو اندیشمند، نوعی قرابت میان بیانات ایشان مشاهده می‌گردد که امکان بررسی تطبیقی را فراهم میسازد. در این راستا پس از بیان وجوه اشتراک و افتراق نظرات هر دو اندیشمند، به تطبیق دو دیدگاه پرداخته شده است که برخی از یافتهها و نتایج آن بدین شرح است: اعتقاد به معارف فطری، دوگانه‌انگاری حقیقت انسان، صحه بر تفاوت میان فطرت و طبیعت ازجمله وجوه اشتراک و داعیه جدایی عقل و ایمان، اختلاف در مبانی معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی، از اهم وجوه افتراق نظرات این دو اندیشمند می‌باشد. با تطبیق وجوه اشتراک و افتراق، میتوان گفت در نظر دکارت فطریات اموری هستند که متعلق شناخت حقیقی قرار می‌گیرند. مفهوم خدا ازجمله این مفاهیم است که قوه عقل به نحو فطری بر آن واقف است. در مقابل، شاه‌آبادی فطرت را شاکله وجودی انسان دانسته و لذا علاوه‌ بر تأکید بر مبانی معرفت‌شناسی که دکارت به آن پرداخته، مبانی هستی‌شناسی را نیز موردتوجه قرار داده ‌است. ازاین‌رو بسیاری از معضلات فلسفه دکارت در نظام فکری شاه‌آبادی مشاهده نمی‌شود.

استنباط ولایت‌فقیه از آیه اولی‌الامراز منظر فریقین

دوره 4، شماره 7، مهر 1402، صفحه 121-143

https://doi.org/10.22054/jcst.2024.76614.1141

محبوبه قبادپور، حسین شاهبازپور

چکیده آیه 59 سوره نساء که از آن به آیه اولی‌الامر یاد می‌شود، از مهم‌ترین ادلّه مشروعیت اطاعت در حوزه مرجعیت دینی و سیاسی در قرآن است که به مسئله رهبری امت اسلامی و اطاعت مطلق همه مسلمانان از آنان اختصاص دارد. بر اساس این آیه، مؤمنین موظف هستند نزاع و مسائل مربوط به جنگ و صلح را به اولی‌الامر ارجاع دهند، درنتیجه آنان از وظایف و اختیاراتی در حوزه اداره جامعه برخوردار هستند. ازآنجایی‌که تعیین مصداق اولی‌الامر در نظام اداره جامعه اهمیت بالایی دارد، بنابراین باید محدوده اختیارات و نوع رابطه اولی‌الامر با رسول خدا(ص) و احکام حکومتی جامعه به‌درستی تبیین گردد. بر این اساس مسئله اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه با توجه به آیه مذکور، ولی‌فقیه را می‌توان مصداق اولی‌الامر دانست؟ در پاسخ به این مسئله رویکرد مفسران شیعه  و اهل سنت متفاوت است؛ اما ازنظر برخی از آنان در زمان غیبت به سبب عدم دسترسی مستقیم به امام معصوم، واژه اولی‌الامر بر ولی‌فقیه جامع‌الشرایط نیز قابل صدق است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی درصدد بررسی مصادیق اولی‌الامر در آیه 59 سوره نساء است.

بررسی تطبیقی رویکرد تفسیری سلفیه با تأکید بر آیات رؤیت حق‌تعالی

دوره 4، شماره 6، فروردین 1401، صفحه 187-214

https://doi.org/10.22054/jcst.2023.75828.1128

فاطمه احمدی، زهره منصوری

چکیده سلفیه از فرقه‌های تازه‌ای است که خود را تابع سلف صالح می‌دانند و اهتمام بر احیای سنت و شیوة سلف صالح و تبعیت از پیامبراسلام(ص)، صحابه و تابعین دارند. جریان سلفیه به گمان خود تهذیب‌گرایی و اصلاح‌طلبی عقیدتی را در سرلوحة تفسیر و عقاید خود قرار داده‌است. زدودن پیرایه‌ها و تعقیدات عقل‌گرایانه از ساحت نصوص دینی را رسالت خود دانسته‌است و بر ظاهر‌گروی و فهم بسیط قرآن و سنت مبتنی بر آرای سلف صالح و بدون لحاظ نمودن منطق و اصول تفهّم صحیح تأکید دارند. ناهماهنگی تفسیری مفسران جریان سلفیه، مانند ابن‌تیمیه، ابن‌کثیر و آلوسی در طیف وسیعی، نشانة تزلزل ساختار عقیدتی این جریان است. برای تبیین و روشن ساختن خطای آرای تفسیری آن‌ها، پرداختن به رویکرد تفسیری سلفیه ضرورت دارد. فهم روش‌های تفسیری و انتخاب روش‌های صحیح و چگونگی استفاده از احادیث به شیوة درست از اهداف مهم این پژوهش می‌باشد. از مهم‌ترین یافته‌های این تحقیق آن است که سلفیه در تفسیر آیات قرآن و از جمله آیات رؤیت خداوند، خود را پایبند به اقوال صحابه و تابعین می‌دانند. از نظرآن‌ها، عقل جایگاهی ندارد و برای آن حجیتی قائل نیستند. سلفی‌ها پیوسته به ظاهر آیات تمسک می‌کنند که ساختار تفسیری آن‌ها احادیث است. ظاهرگرایی و جمود آن‌ها بر ظاهر قرآن، از اصلی‌ترین عوامل نقصان روش آنان است. این مقاله با روش توصیفی‌‌ـ تحلیلی و استناد به کتب معتبر تدوین شده‌است، تا به‌تفصیل به بیان دلایل و نقد آن از درون آیات قرآن و روایات بپردازد.