بررسی و نقد اشکالات سیّد ابوالفضل برقعی بر «حدیث لوح جابر» با رویکرد کلامی
دوره 5، شماره 9، مهر 1403، صفحه 27-103
https://doi.org/10.22054/jcst.2025.81866.1181
اسماعیل اثباتی
چکیده سیّد ابوالفضل برقعی از چهرههای منتقد شیعی است که تمایلات زیادی به تفکرات قرآن بسندگی دارد. «کَسر الصَنَم» در نقد اصول کافی از آثار او است. (مساله) برقعی ضمن رد احادیث «اثنی عشریه» به نقد حدیث لوح جابر پرداخته است. حدیث لوح از احادیث مشهوری است که دلالت بر معرفی و تعیین 12 امام از سوی خداوند در زمان رسول اکرم (ص) دارد. (هدف) این نوشتار تلاشی است برای بررسی، نقد و پاسخ به اشکالات برقعی (روش) با روش تحلیلی توصیفی. (یافتهها) مهمترین مشکل این روایت از نظر برقعی ضعف سند آن است که با توجه به اسناد متعدد این روایت و صحت برخی از طرق آن این نقص وارد نیست. اشکال مخالفت حدیث با تاریخ ناشی از برداشت اشتباه از روایت و تصور ملاقات جابر با امام صادق (ع) است که در پرتو فهم صحیح روایت برطرف میشود. (نتیجه) روایت جابر یک روایت منفرد نیست، و از طرق گوناگون نقل شده و تعارضی بین نقلهای آن و سایر متون روایی و اصول مکتب تشیع وجود ندارد و از این رو معتبر و قابل قبول است.
روش بازیابی اندیشه های کلامی شیخ کلینی
دوره 4، شماره 7، مهر 1402، صفحه 7-37
https://doi.org/10.22054/jcst.2024.77888.1149
اسماعیل اثباتی
چکیده محمد بن یعقوب کلینی رازی (د.329 ق)، در تدوین مهمترین جامع حدیثی شیعه، پیش از پرداختن به مباحث فقهی، روایات اعتقادی را در دو جلد مطرح کرده است. این بخش یکی از مهمترین منابع احادیث اعتقادی شیعه است. استفاده بهینه از این بخش درگرو پی بردن به اندیشهها و نوع نگاه شیخ کلینی به هر موضوع است. ازآنجاکه الکافی تنها اثر بازمانده از شیخ کلینی است که به شیوه محدثان و نه متکلمان، نوشته شده است، استخراج دیدگاه کلامی شیخ کلینی با چالشهایی مواجه است ازجمله اینکه آیا نظرات وی را میتوان بر مبنای کتابش که یک اثر حدیثی است، درک کرد؟ برای استخراج آرای او به چه شیوهای باید عمل کرد؟ این پژوهش به شیوه توصیفی ـ تحلیلی درپی یافتن شواهد و قرائنی برای استخراج اندیشههای کلامی شیخ کلینی است. آرای کلامی شیخ کلینی با دقت در نامگذاری ابواب، نوع چینش ابواب و کتابها، توجه به محتوای کلی روایات یک باب، دقت در مضمون روایات نقلشده و مقایسه آنها با دستهای از روایات که کنار گذاشته شدهاند، قابلاستخراج است. علاوه بر این شیخ کلینی در مقدمه کافی و گاه در میان روایات اظهارنظرهایی دارد که هرچند اندک ولی مغتنم هستند.
تحلیل انتقادی آرای قفاری سلفی دربارۀ باور شیخ کلینی به تحریف قرآن
دوره 3، شماره 5، مهر 1401، صفحه 113-138
https://doi.org/10.22054/jcst.2023.71282.1102
اسماعیل اثباتی
چکیده ناصر بن علی قفاری از اساتید سلفی دانشگاه محمد بن سعود در کتاب «اصول مذهب الشیعه الامامیه، عرض و نقد» به نقد آرای شیعیان پرداخته است. فصل نخستین کتاب او دیدگاه شیعیان درباره قرآن را به بوته نقد کشیده است. مساله تحریف قرآن یکی از موضوعات مطرح در این بخش است.از نظر او شیعیان از دیرباز باور به تحریف قرآن داشته اند. او با استفاده از برخی از منابع شیعی مانند کتاب «فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب» میرزا حسین نوری، و با نظر به برخی از روایات کتاب کافی، شیخ کلینی را از باورمندان به تحریف قرآن دانسته است. این نوشته ادعاهای او را بررسی کرده و نشان می دهد که شیخ کلینی هرگز ادعای باور به تحریف قرآن را مطرح نکرده و از روایات کافی نیز چنین انگاره ای استخراج نمی شود از سویی شواهد و قرائنی وجود دارد که نشان می دهد شیخ کلینی معتقد به تحریف قرآن نبوده است.
حل اختلافات شیعیان درباره اسماء و صفات الهی بر پایه روایات الکافی
دوره 2، شماره 3، فروردین 1399، صفحه 231-261
https://doi.org/10.22054/jcst.2021.55684.1042
اسماعیل اثباتی
چکیده شیخ کلینی در عصر غیبت صغری و همزمان با اوج گیری شبهات علیه امامیه به نگارش کتاب کافی اقدام کرد. بسیاری از شبهات مطرح شده علیه امامیه مربوط به اسماء و صفات الهی بود. شیخ کلینی با گزینش روایات و درج آنها در کتاب کافی علاوه بر ارائه تصویری از باورهای شیعیان تلاش کرد به اختلافات موجود در بین امامیه پایان داده و شبهات مخالفان را نیز پاسخ گوید. بررسی روایات کافی نشان می دهد شیخ کلینی قائل به تفکیک بین اسم و مسمی، توقیفی بودن اسماء الهی و جواز شیء نامیدن خدا است. او معیاری برای تفکیک صفات ذات از فعل ارائه کرده و اراده را در زمره صفات فعل الهی جای داده است. به شدت با نظریه تشبیه و تجسیم مخالفت ورزیده و همزمان با تاکید بر اشتراک معنوی صفات الهی و صفات مخلوقین به تفاوت های کاربرد این صفات در باره خدا و مخلوقات توجه کرده است. در پاره ای از صفات الهی مانند صفات خبری نیز از نظریه تاویل حمایت کرده و معنای ظاهری آیات را رد کرده است.
