محمود شالویی
چکیده
روزبهان بقلی شیرازی، عارف سده ششم و هفتم به قرآن و حدیث توجه بسیار داشته و با توجه به اندیشه و آثارش اعتنای او به کشف و شهود خویش به چشم میآید. او به وحی بهعنوان الهام غیبی حضرت حق به رسولان برگزیده اعتقاد دارد و کشف و شهود عارفان را نیز لطف و مرحمتی الهی میداند. مسئله تحقیق بررسی جایگاه وحی و شهود در اندیشه روزبهان بقلی است که ...
بیشتر
روزبهان بقلی شیرازی، عارف سده ششم و هفتم به قرآن و حدیث توجه بسیار داشته و با توجه به اندیشه و آثارش اعتنای او به کشف و شهود خویش به چشم میآید. او به وحی بهعنوان الهام غیبی حضرت حق به رسولان برگزیده اعتقاد دارد و کشف و شهود عارفان را نیز لطف و مرحمتی الهی میداند. مسئله تحقیق بررسی جایگاه وحی و شهود در اندیشه روزبهان بقلی است که با روش توصیفی- تحلیلی انجامشده است. حقیقت وحی و معرفت وحیانی ازجمله اموری هستند که از قلمرو حس انسان خارج است و بهسادگی در دسترس عقل قرار نمیگیرد. ازآنجاکه چنین معرفتی در دسترس معدود افراد بشر قرارگرفته، بهراحتی زوایای مبهم آن قابلدرک نیست. پس از بررسی این نتایج به دست آمد که بین وحی و کشف و شهود عرفانی، تقابل به تباین است، زیرا مقام نبوّت و رسالت عطیهای الهی است که با جهد و اکتساب بهدست نمیآید، هرچند جهد و اکتساب در آمادگی نفس برای قبول آثار وحی لازم به شمار میآید، ولی خود وحی، هدیهای الهی است که نصیب هر شخصی نخواهد شد. مقام و مراحل کشف و شهود عرفانی برای همه انسانها ممکن و میسر است که در صورت مکاشفه و مشاهده، شخص سالک باید مکاشفات و مشاهدات خود را با کشف تامّ نبی و اولیاء الهی بسنجد که در برخی از موارد احتیاج به تعبیر دارد، ولی وحی، امر صریح و سریعی است که خود آن هرچه که باشد حجت است و تعبیر در آن راه ندارد. روزبهان معتقد است که محتوای وحی با الهام و کسب آن اختلافی ندارد.
علی کربلائی پازوکی؛ علی بصیرت؛ صالح حسن زاده؛ حسام الدین خلعتبری
چکیده
وحی، اساسِ شکلگیری کتب مقدس (از جمله قرآن و عهدین) و مبنای ساختار ادیان الهی است. برخی روشنفکران معاصر، در تکاپوی یافتن پاسخ برای چالشهای دین پژوهی و دینداری در مواجهه با دستاوردهای جدید بشری، با رویکرد معرفتشناسی و هرمنوتیکی به بررسی ماهیت وحی قرآن و نسبت آن با خدا و پیامبر (ص) پرداختهاند. از جمله آخرین نظریه آنان در مورد، رؤیانگاری ...
بیشتر
وحی، اساسِ شکلگیری کتب مقدس (از جمله قرآن و عهدین) و مبنای ساختار ادیان الهی است. برخی روشنفکران معاصر، در تکاپوی یافتن پاسخ برای چالشهای دین پژوهی و دینداری در مواجهه با دستاوردهای جدید بشری، با رویکرد معرفتشناسی و هرمنوتیکی به بررسی ماهیت وحی قرآن و نسبت آن با خدا و پیامبر (ص) پرداختهاند. از جمله آخرین نظریه آنان در مورد، رؤیانگاری وحی است. هدف پژوهش حاضر این است که با بررسی شواهد موجود در عهدین نشان دهدکه ارتباط وحیانی پیامبران، از نوع خواب و رؤیا نبوده است؛ زیرا در عهدین شواهد متعددی، متعارض با مبناها و لوازم این نظریه یافت میشود. پژوهش حاضر در گردآوری مطالب، ازمنابع کتابخانهای و در تجزیه و تحلیل دادهها، از روش توصیفی-تحلیلی آمیخته با شیوه تطبیق انتقادی بهره گرفته است. یافته اینکه بر اساس این نظریه، وحی، خواب و رؤیا است و قرآن حکایت رؤیاهای رسولانه است و این کتاب معبّر میخواهد و نه مفسر، و آنان که در تفسیر کوشیدهاند، کار بیهوده کردهاند. لازمه چنین ادعایی این است که نه فقط قرآن، بلکه تورات و انجیل هم رؤیاهای رسولانۀ موسی و عیسی (ع) است و وحی تمام انبیاء نیز نوعی تأثیرپذیری از رؤیاهای آنان است. نتیجه آن است که رؤیاانگاری وحی، با قدر متیقن از تعریف و ماهیت وحی بر اساس فرازهای انجیل و تورات، مخالفت جدی دارد. بر اساس عهد عتیق ویژگی اصلی پیامبران دریافت وحی است و وحی سرشت زبانی دارد. لازم به ذکر است، بحث از اعتبار یا اصالت انجیل و تورات فعلی، در مدعای پژوهش مدخلیتی ندارد، زیرا وجود شواهدی در عهدین که خواب و رؤیا نبودن ارتباط انبیا با مبدأ غیب را اثبات کند، برای رد رؤیاانگاری وحی کافی است.
حمید ملک مکان؛ فاطمه خان صنمی؛ شعبانعلی خان صنمی
چکیده
توجه به معنای لغوی واژه رسول و نبی در قرآن، و اینکه چه موقع رسول خطاب شدهاند؛ چه موقع نبی، نکتۀ مهمی است که کمتر مورد توجه قرآنپژوهان قرارگرفتهاست. عدهای آندو را هممعنا و گروهی حکم به تباین معنایی واژه رسول و نبی کردهاند. پژوهش حاضر دیدگاه فخر رازی و علّامه طباطبائی را با استفاده از ابزار کتابخانهای ...
بیشتر
توجه به معنای لغوی واژه رسول و نبی در قرآن، و اینکه چه موقع رسول خطاب شدهاند؛ چه موقع نبی، نکتۀ مهمی است که کمتر مورد توجه قرآنپژوهان قرارگرفتهاست. عدهای آندو را هممعنا و گروهی حکم به تباین معنایی واژه رسول و نبی کردهاند. پژوهش حاضر دیدگاه فخر رازی و علّامه طباطبائی را با استفاده از ابزار کتابخانهای و روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار دادهاست. فخر رازی، ملاک انتخاب نبی را تنها اصطفاء عبد، توسط خدا دانسته و نبی را بشری معرفی میکند که بهواسطۀ وحی با سایر افراد متفاوت شود. از نظر فخر رازی چنین کسی هرگاه مأمور به تبلیغ وحی شود، میشود رسول. او همچنین رابطه این دو را عموم و خصوص مطلق در نظر گرفتهاست. اما از نظر علّامهطباطبائی، نبی شخصی است که براى مردم، آنچه مایه صلاح معاش و معادشان است بیان کند و رسول عبارت است از کسى که حامل رسالت خاصى باشد؛ مشتمل بر اتمام حجتى که به دنبال مخالفت با آن عذاب و هلاکت و امثال آن باشد. بنابراین رسالت از نظر علّامه وصفی خاص و زاید بر نبوت است. بنابراین با توجه به تعریف فوق میتوان گفت آنچه علّامه «نبی» میداند از نظر فخر رازی «رسول» است.