علی آقاجانی
چکیده
آیتالله عبدالله جوادی آملی از اندیشمندان معاصری است که در حوزههای گوناگون علوم انسانی-اسلامی، بهویژه کلام سیاسی، صاحبنظر بوده و شخصیت علمی او به دلیل جامعیت نسبی در دینشناسی و پردازش مسائل کلام سیاسی و همچنین ورود به سیاست نظری و عملی در جایگاه عالمدینی، شایسته بررسی و تحلیل از ابعاد مختلف، ازجمله جریانهای فکری رقیب تأثیرگذار، ...
بیشتر
آیتالله عبدالله جوادی آملی از اندیشمندان معاصری است که در حوزههای گوناگون علوم انسانی-اسلامی، بهویژه کلام سیاسی، صاحبنظر بوده و شخصیت علمی او به دلیل جامعیت نسبی در دینشناسی و پردازش مسائل کلام سیاسی و همچنین ورود به سیاست نظری و عملی در جایگاه عالمدینی، شایسته بررسی و تحلیل از ابعاد مختلف، ازجمله جریانهای فکری رقیب تأثیرگذار، بهمنظور کشف ابعاد مختلف کلام سیاسی اوست. زیرا اندیشههای رقیب تمایز دستگاه فکری اندیشمند را برجسته میسازد. بر این اساس، نشاندادن و کشف غیریتسازیهای جوادی آملی نسبت به رهیافتهای دیگر و میزان تأثیر و نوع مواجهه آنها در نگرش وی مسئله پژوهش است (مسئله) که در پاسخ به پرسش درباره جریانهای فکری رقیب تأثیرگذار بر کلام سیاسی جوادی آملی، بر پایه هرمنوتیک اسکینر و مفهوم زمینههای ذهنی او، (چارچوب نظری) و با روش تحلیلی-توصیفی بر این ادراک است که شش جریان دانشی-ارزشی رقیب، شامل اومانیسم، لیبرالیسم، سکولاریسم، پلورالیسم، هرمنوتیک و نظریه قبضوبسط تئوریک شریعت، بهعنوان بخشی از زمینههای ذهنی، بر کلام سیاسی جوادی آملی تأثیرگذار بودهاند. (فرضیه) برخی از یافتههای مقاله درباره دیدگاه جوادی آملی نسبت به این مقولهها عبارتاند از: اومانیسم افراطی بهمعنای ادعای ربوبیت و نظریه «حیوانمداری»؛ لیبرالیسم بهمعنای اباحهگری؛ سکولاریسم بهمعنای جدایی دین از دنیا، جدایی دین از امور اجتماعی و جدایی دین از سیاست؛ پذیرش پلورالیسم نجات و پلورالیسم سیاسی و رد پلورالیسممعرفتی به معنای حقانیت همزمان همه ادیان و مکاتب؛ رد هرمنوتیک فلسفی رادیکال، همسویی با هرمنوتیک کلاسیک و داشتن اشتراکاتی با هرمنوتیک مدرن؛ و لزوم تهذیب و احیای نظریه قبضوبسط به دلیل لغزشهای فراوان آن. بر این اساس، تحلیل و مواجهه با این مکاتب فکری نقش اساسی در شکلگیری و توسعه کلام سیاسی جوادی آملی داشته و او بیش از همه با نظریه قبضوبسط و سپس سکولاریسم مواجهه انتقادی داشته است.
محمدطیب بامری؛ سیدمحمدحسین موسوی؛ ابراهیم نوری
چکیده
در آیات قرآن سماع موتی، به معانی مختلفی به کار رفته است. در برخی از آیات منظور از سماع موتی شنیدن سخن زندگان توسط مردگان است؛ مانند آیاتی که به سخن گفتن حضرت صالح ع با قوم خود پس از هلاکتشان و خطاب قرار گرفتن کشتهشدگان جنگ بدر و احد توسط پیغمبر(ص) دلالت دارند. در بعضی از آیات سماع موتی از ایمان نیاوردن کافران و عدم پذیرش سخن حق از سوی ...
بیشتر
در آیات قرآن سماع موتی، به معانی مختلفی به کار رفته است. در برخی از آیات منظور از سماع موتی شنیدن سخن زندگان توسط مردگان است؛ مانند آیاتی که به سخن گفتن حضرت صالح ع با قوم خود پس از هلاکتشان و خطاب قرار گرفتن کشتهشدگان جنگ بدر و احد توسط پیغمبر(ص) دلالت دارند. در بعضی از آیات سماع موتی از ایمان نیاوردن کافران و عدم پذیرش سخن حق از سوی آنان حکایت میکند. سلفیان با استناد به برخی آیات قرآن، مانند «وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ»(فاطر / ۲۲)؛ «لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى» (نمل/۸۰)؛ «إِنْ تَدْعُوهُمْ لا یَسْمَعُوا دُعاءَکُمْ» (فاطر/۱۴) و ...، منکر قدرت شنیداری مردگان شدهاند. این دیدگاه پیامدهایی مانند انکار جایگاه توسل به پیامبران و اولیاء، زیارت قبور مسلمانان و شفاعت در پی دارد. ازاینرو ضروری است که آیات مختلف در این زمینه موردبررسی قرار گیرند. همه مفسران قرآن بر اساس ظاهر آیات قرآن، در مورد شهدا این اصل را میپذیرند و اختلاف در مورد سایر اموات میباشد که آیا سایر مردگان هم قدرت شنیداری دارند یا خیر؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تطبیقی دیدگاه محمدشفیع عثمانی و آیتالله جوادی آملی در مسئله سماع موتی پرداخته است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که اختلاف چندانی در مسئله سماع موتی بین این دو مفسر با اینکه از دو مکتب فکری متفاوت هستند، وجود ندارد؛ زیرا هر دو مفسر با استناد به آیات، سخنان پیامبر اسلام(ص) و سخنان حضرت صالح(ع) در این مسئله، شنیدن مردگان را تأیید میکنند. علاوه بر این علامه جوادی آملی معتقد هستند شهدا از درجه زندگی برزخی بالاتری برخوردار هستند