قرآن کریم؛ مخلوق باواسطه یا بی‌واسطه؟

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه علامه طباطبائی

چکیده

تحلیل فلسفی وحی و تکلّم الهی، یکی از ضرورت های دینی است. بشری بودن الفاظ قرآن کریم، انگاره ای است که حداقل از قرن سوم هجری، برای تبیین نحوة خلق قرآن کریم طرح شده است. برخی معاصران به سان سروش و غیره برآنند که با توجه به اصل «سنخیت»، ممکن نیست قرآن مخلوق بی واسطة خداوند باشد، بلکه باید قرآن کریم را از طریق و به واسطة پیامبر اکرم(ص)، به خداوند نسبت داد ازاین‌رو، پس از تبیین نحوة تمسک او به اصل سنخیت، برداشتش از این قاعده تحلیل و نقد شده است. این مسأله در فلسفه ذیل عنوان ربط حادث به قدیم بررسی می شود و فلاسفه از دیرباز راه حل هایی برای تبیین آن ارائه کرده اند. به طوری که اصل سنخیت مانع از الهی دانستن الفاظ قرآن کریم نیست و با توجه به مبانی فلسفی سروش و کسانی مانند او که بیشتر برآمده از فلسفة صدرا است، ازجمله مبانی وحدت تشکیکی وجود، می توان به دست آورد که پذیرش اصل سنخیت و بساطت ذات ملازمه ای با بشری بودن الفاظ قرآن کریم ندارد و ضمن پذیرش آنها، همچنان الفاظ قرآن کریم را می توان مخلوق بی واسطة خداوند دانست

کلیدواژه‌ها